Gin·۲۳ روز پیش《بادشید》(درود بر شما، ممنون از نظرات و پیشنهادات ها، هر نظر هر تحلیل هر نقد و هر جایی که نامفهوم بود خوشحال میشم به من بگید، ارادت مند شما گین)
Gin·۱ ماه پیش《صاحب قلم؟》اگر میخواهد بگذار از اسمان ننگین خون ببارد، بگذار هر ان قدم که اهسته و بلند بر میدارم سنگی بر پایم زانو بزند.انقدر به التماس بیوفتند که ز…
Gin·۱ ماه پیش《سپیدار》سپیدار به دار و سپید بی تزلزل تر از عشق مردمان داروین(دارین، از دار زاده و به دار اویخته)بر زانو سجده میکنند و بر چشم کینه.زانو هایشان شکس…
Gin·۱ ماه پیش《پدر بدنام》 هنگامی که لب هایش با هم قهر کند و آنگاه که اون عقرب سیه شروع به کار کند؛چه به عبری سخن بگوید چه عربی، چه تازی چه فرنگی... همه چیز را دگر…
Beem·۱ ماه پیشکینهنمیدانم .....در دلت نفرتی را حس کردم که دیگر دیر شده بود ، دیر نقاب چهره ات شکست و به هزاران تیکه تقسیم شد ، کنون در نظرم یک کینه هستی ، کی…
آقا معلم·۷ ماه پیشبزرگتر هاامروز یکی از اهالی روستا فوت کرده بود و من و مدیر نزدیکای ساعت ۱۲ رفتیم مسجد برای فاتحه دادن، همکارای خانم مونده بودم تو مدرسه و وقتی برگشت…
تا انتهای افق·۸ ماه پیشحسرت، عقده، حسادتفلسفهٔ همهٔ کینهتوزی ها و ظلمهاقسمت اولبعد از سالها زندگی در غرب و از نزدیک شاهد سبک زندگی در این کشورها، گفتگو با بسیاری و دنبال کردن ا…
Arezoo·۱۰ ماه پیشبهشت شخصییه روز ازم پرسید: "منو توی بهشتت راه میدی؟" از همونجا شروع شد... سفری به سمت یه بهشت شخصی، یه آرامش بیقید.