حنآ.·۵ روز پیشغَریبهبه آیینه نگاهی گذرا بیاندازید و به غریبه ای که می بینید لبخند بزنید . حال صبح خود را جوری شروع کنید گویی متوجه نیستید غریبه ثانیه به ثانیه…
اسما احمدی·۱۴ روز پیشآینه ممنوع!حالا میشود جلسهی چهارم، یعنی دومین هفته. مهشاد میگوید: «دو هفته است که وقتی میخندی عمیق و با چشمهایت میخندی.» وقتی میگویم «رقص» ست…
Sistan·۱۵ روز پیشخودبین؟ یا خود بین!❣️من دوستی دارم که خیلی دختر مهربونیه و به من محبت زیادی داره. دوستان مشترکمون هم اون رو به مهربونی و حتی سخاوت میشناسن که من هم باهاشون…
خانم آلبالو·۲۲ روز پیشآینهاز تو خواهم نوشت، از عطر تنت، از رد نگاهت بر تنم...روزی، شاید هم عصری نوشتم " آینه دورغ میگوید.تو خواهی آمد." ، اما گمان نمیکردم دیر بیای…
زهره نایبیدردنیای تخیلات من·۴ ماه پیشپیمان آینه|فصل۲|قسمت۲آینه نُوآ را به دنیای لیا پیوند زد؛ دنیایی که با غبار پنهانکاری و جرقههای 'رویا' نفس میکشید...
زهره نایبیدردنیای تخیلات من·۴ ماه پیشپیمان آینه|فصل۲|قسمت۱لیا کتابی مرموز را از دل تاریکی بایگانی مییابد. این کشف، سرآغاز «دههی نظاره» و جستجوییست طولانی برای حل دو راز درهمتنیده: راز کتاب و آین…
Arezoo·۴ ماه پیشمن همونماگه یه روز میون این همه روزمرگی یادت افتاد مکث کنی، برگرد و غبار رو از تنم پاک کن...
زهره نایبیدردنیای تخیلات من·۴ ماه پیشپیمان آینه|فصل۱|قسمت۴ترس اولیه به کنجکاوی میرسد. و حالا نُوآ آینه را پنجرهای به زندگی غریبهای میبیند. اما این تماشا چقدر پایدار میماند؟
آقای شاید ...!·۴ ماه پیشآتشبسِ یکطرفه!تنها کسی که تهِ بازی برایت میماند، همین تصویرِ خستهیِ تویِ آینه است.