هوشنگ فناییان ۰۹۱۱۸۱۱۷۴۰۰·۴ روز پیشدو جا درد می کند یکی را می خواهم و یکی را نمی دانمزمانی چند سالی عادت داشتم هر زمان به مغازه می آمدم پدرم را در آغوش می کشیدم کم کم هر دو عادت و لذت داشتیم و به شوخی گاهی می گفتم : بغل خونم…
شهید امیرحسین حسنی اقتدار·۲ ماه پیشآخرین گفتگوی برادرانهغروب روز قبل از شهادتش، همراه خانوادهام به خانهی مادرم رفتیم. دور هم نشسته بودیم و صحبت میکردیم.چند دقیقه بعد، امیرحسین هم آمد و کنارمان…
فاطمه نظرزاده·۲ ماه پیشزنده در گور(قسمت سوم)آزاده ، غرق لذت، نوزادش را شیر می داد. احساس میکرد از بوران نجات یافته و حالا گرمای چراغ نفتی برایش از همیشه لذت بخش تر شده بود. دست و پایش…
فضانورد اقیانوس·۲ ماه پیشبرگرد.گویی به سوگ نشستن هنری برای من شده. در شش ماه گذشته این سومین سوگیست که خدای آسمانهای دور به دلِ من گذاشته و هیچ نمیدانم چگونه باید با ا…
طلوع روز های سخت·۲ ماه پیشعشق به معنای واقعی🎀❤️عشق معنی قشنگی است که در غم زندگی تو را از سختی ها نجات میدهداین عشق میتواند عشق یک نفر به تو باشداین عشق میتواند عشق تو به یک نفر باشدا…
یادداشت های یک دوقطبی·۳ ماه پیشتنها، پشت درب سبز آسایشگاهتا اهریمن خوابیده، برادرم دومین دکمه را روشن کرد...
سروش·۵ ماه پیشانوشه و نیوشاانوشه و نیوشا، دو پزشک متعهد و دلسوز، همواره با دانش عمیق و رویکردی انسانمحور در زمینه ارائه خدمات سلامت فعالیت میکنند. این دو خواهر با ت…
Magic words·۶ ماه پیش"رفیق سرخ من"غزل معاصرازمریم غفران فریدسروده مریم غفران فرید برای برادر شهیدش امیر احمد غفران فرید.بهارم رفت و دنیایم، پر از سرمای بیبرگیستشکسته ساقهی جانم، دلم درگیر دلتنگیس…
مرجان امجد·۶ ماه پیشمَرثیهای بَرایِ خاکمرثیه ای برای خاک، یک متن سورئال است که با استفاده از تکنیک حلول و ترکیب وَندها « پیشوند، میانوند، پسوند»، روایتگر دو مرگ جانسوز است.