آ ت ن ا·۳ ماه پیشجنوننمیدانم آن جنون کجا رفته است؟ مگر جنون نیامده بود که بماند و مرا هر دم دیوانه تر سازد؟ چه شد آن تب سوزناک؟چه شد جوش و خروش مجنون وارم؟ جنون…
علی باقری·۶ ماه پیشجنون بی حد و مرزفضا ، غرق در فضا زمین، یک زمین بی دار و درخت خون ، اوج خون و جنون دیوار، دیوار چین بین منو رویاهام کشتار ، دوست دارم گفتن، میشه یک سلاح کشت…
Mani·۶ ماه پیشجنونِ بی حد و حصر.درمیان هیاهوی جمعیت گم شده بود.صداهامغزش را سوراخ میکردند.کراواتش هم دور گردنش تنگ شده بود و نفس کشیدن را برایش سخت میکرد.احساس میکرد در یک…
آ ت ن ا·۷ ماه پیشآدم ها.عاشق آدم ها شده بود، مثل کلافی که به یک گونه ی خاص گره خورده باشد، گره خورده بود به بشریت. به این گونه ی عجیبِ گاه دوست داشتنی. افتاد دنبال…