حسین تقوایی راوی زندگی معمولی نه بیشتر·۱ روز پیشرادیو ک و ی تهمه تو همین رادیو بود.روی پشتبام بودم. پیچ رادیو را چنان چرخاندم که هرز شد؛ مدام میچرخاندم و خیلی خوشحال شده بودم. فکر میکردم با یک رادی…
محمدعبادی·۲ روز پیشکتاب های نوشته شده توسط خودم:رادیوی مرده ها و متروی ارواح=سبک:هیجان انگیز/ماورایی/بقا/پارت4واگن، در حالی که هیچ ایستگاهی دردید نبود، شروع به حرکت کرده بود.صدای لرزش واگن روی ریلها، رفتهرفته از یک صدای خفیف به یک غرشِ فلزی و خفقا…
محمدعبادی·۴ روز پیشکتاب های نوشته شده توسط خودم:رادیوی مرده ها و متروی= ارواح/سبک/هیجان انگیز /ماورایی/بقا/پارت2رادیو شروع به پخش صدای مردی می کند که می گوید:«من ده سال پیش در همین ایستگاه کشته شدم...».غریبه ها متوجه می شوند که هر بار رادیو حقیقتی درب…
Parham.Saboor·۱۷ روز پیشموج اف ام ردیف تنهایی!تنهام خیلی تنها ،از این دنیا فقط خودم ماندم ، هیچ کس فرق هارا متوجه نمیشودچی شوخی است و چی جدی است …منم نفهمیدم .جهانم به تنها ترین شکل مم…
Parham.Saboor·۱ ماه پیشموج اف ام ردیف نمیدونم چند ؟!این موج پر از نا امیدی است پس نمیخواد تا تهش گوش کنی برو موج دیگه رو انتخاب کن!اسارت تنها کلمه ای است که مفهومش برام جا افتاده ،از بسکه تجر…
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی نه بیشتر·۳ ماه پیشیاد اسفندهای قدیم بخیرخیلی سعی میکنم موضوعی پیدا کنم، خیلی هم دوست دارم بنویسم. اگر امروز جمعه ۸ اسفند ۱۴۰۴ بخواهم کمی بنویسم، واقعاً چه چیزی میتوانم بنویسم؟به…
رسول کامبیزی·۳ ماه پیشخواب راحتعکس تولیدی هوش،مصنوعیدست از کار کشیدم و پشت پنجره رفتم. باران شدیدتر از صبح، در حال بارش است. بوی بهار زودتر از خودش، خودش را از لای پنجره…