فرامرز انتظاری در معلم روستا ۲ سال پیش - خواندن ۷ دقیقه زلزله فصل امتحانات بود و اوقات بیکاری و فراغت ما هم زیاد. هوای عالی در یک بع...
فرامرز انتظاری در معلم روستا ۲ سال پیش - خواندن ۷ دقیقه خشکسالی حاج منصور تمام کوچه پس کوچه های شهر را برای یافتن مسافران جا مانده طی...
فرامرز انتظاری در معلم روستا ۲ سال پیش - خواندن ۷ دقیقه دعا سرما آرام آرام داشت به درونمان رخنه می کرد. حمید که لاغراندام بود تمام...
فرامرز انتظاری در معلم روستا ۲ سال پیش - خواندن ۸ دقیقه چراغ راهنما وقتی باران شروع شد، از پنجره کلاس با تردید بیرون را نگاه می کردم. پیاد...
فرامرز انتظاری در معلم روستا ۲ سال پیش - خواندن ۶ دقیقه زیر باران باید رفت صبح وقتی بیدار شدم و از پنجره اتاق هوای بیرون را بررسی کردم خبری از اب...
فرامرز انتظاری در معلم روستا ۲ سال پیش - خواندن ۱۰ دقیقه عقل برف دیشب چنان سنگین بود که حدود بیست یا سی سانتی متر نشسته بود. ولی ام...
فرامرز انتظاری در معلم روستا ۲ سال پیش - خواندن ۷ دقیقه چهل تا گرگ لباسش که مانند پوستین بود زیر برف کاملاً سفید شده بود. صورتش از سرما ک...
فرامرز انتظاری در معلم روستا ۲ سال پیش - خواندن ۸ دقیقه شیر شب خواب بدی دیده بودم و اصلاً حالم خوب نبود، نگران بودم و دلشوره عجیبی...
فرامرز انتظاری در معلم روستا ۲ سال پیش - خواندن ۹ دقیقه داماد حدود دو ساعتی بود که از پشت وانت حاج مصطفی پیاده شده بودم و در کنار پا...
فرامرز انتظاری در معلم روستا ۲ سال پیش - خواندن ۶ دقیقه شهردار حسین اعصابش کاملاً به هم ریخته بود ، می گفتم این وضع خانه و اتاق نمی ش...