شاهرخ خیرخواهدررمان_آرایه ادبی_شعرومقاله·۲ ماه پیشنام اعظم#نام_اعظمدر کوچههای خاموش ،شوریده ای به بوی نان فکر میکرد.خدا از لب نانوایی میگذشت،و در تنور،روشنتر از اذانِ مؤذن بود.مر…
شاهرخ خیرخواهدر،نویسنده رمان مقاله ،وآرایه های ادبی·۲ ماه پیشهر بال حق پرواز دارد#هربال_حق_پروازدارداو گفت:پرواز، حق هر بال است.دریا، زبان مرغ دریایی را میفهمد،و آسمان برای هیچ قانونی تنگ نمیشود.گفت:…
شاهرخ خیرخواهدررمان_آرایه ادبی_شعرومقاله·۲ ماه پیشبال کبوتر بر خاک#بال_کبوتربرخاکدستهایم بر خاک،خاک را نوازش میکنم.سالها با این زمین نفس کشیدم،چرا خسته نباشم؟پروانهها بال میزنند در باد،…
شاهرخ خیرخواهدر،نویسنده رمان مقاله ،وآرایه های ادبی·۲ ماه پیشبیا#بیاامابرفنامم را فراموش کرد.در خواب توشعلهبندان گیسوانت رابه پنجرههای بسته میکوبم
شاهرخ خیرخواهدر،نویسنده رمان مقاله ،وآرایه های ادبی·۲ ماه پیشسپیدی بی نام#سپیدی_بینامدر یخچال را گشودم،سپیدیِ بینام درونش وزید.سرمایی از شمال آمد،از جایی میانِ نبودن و برف.به یاد آوردم:روزهایی که…
شاهرخ خیرخواهدررمان_آرایه ادبی_شعرومقاله·۲ ماه پیشنامقدسان#ختابه#نامقدسانپلیدترین انسانها، قاتلان نیستند؛زیرا مرگ، هزار معنا دارد و هر تیغی نیز حکمی ندارد.اما آنان که از خون قربانیان طعام میسازند…
شاهرخ خیرخواهدر،نویسنده رمان مقاله ،وآرایه های ادبی·۲ ماه پیشطلوع گمشده#طلوعِ_گمشدهمن قدیسه نیستم.تو گوییمن از قبیلهی آرامش آمدهام،و جهان،در هیاهوی چراغهای نئون گم شده است.در این زمانِ پُر صد…
شاهرخ خیرخواهدر،نویسنده رمان مقاله ،وآرایه های ادبی·۲ ماه پیشکسی گل سرخ خلوت مرا#کسی_گل_سرخ_خلوت_مراکسی گل سرخ خلوت مرا نچینَد،او در روشناییِ باریکی از مهربانیتازه شکفته است.هنوز چشمش به آفتاب نرسیده،هنوز صدای پرنده را
شاهرخ خیرخواهدر،نویسنده رمان مقاله ،وآرایه های ادبی·۲ ماه پیشسایه ام را روی دیوار دوست دارم#سایه_ام_راروی_دیواردوست_دارممنبا جهان در گفتوگویم.سایهام را روی دیوار دوست دارم،چون از نور زاده میشود.آب را میفهمم،وقتی…
شاهرخ خیرخواهدررمان_آرایه ادبی_شعرومقاله·۲ ماه پیشخوف رجا#خوف_رجاگله را در پناه خدا وا مگذارید،من از این تپهی سبز گذشتهام،جایی که نسیمنام گوسفندان را زمزمه میکردو سایهی گرگآرام…