aminrahmaty·۱۱ روز پیشاندوهِ بی زرهموریانه هاکه غمگین می شوندبه چوب ها پناه می برندو انسانبه فروپاشیِ پیروزمندانه ی اوهام اشو من میخواستم اندوهِ بیزرهام رابه دستانِ اسطوره…
aminrahmaty·۱۳ روز پیشراویِ زوالنفرین به شکیباییاگر که تاوان زشتی رازیباییِ تو می دهدآغشته کرده ایمرابه پیکره ای در عنکبوتکه به تقلای مرگمی غلتداما فراموش نکردهراویِ زوالت…
aminrahmaty·۲۵ روز پیشجفتِ دوزخی امپس از آن ناگهانِ تدریجیکه بوسه بودروزهایکییکیچند قدمو بعدایستادندر احضارِ گذشتهتمام عمرفریادِ پرسهراه می رفتبرای وادار کردن اش به توقف"المو…
aminrahmaty·۱ ماه پیشتصمیمِ پرتگاهبه هیبت باد آمدی برابر منو دستانتاز درختی که نمی شناختمشکننده تر بودنداز نفرت چیزی نمی دانستیجز پاهای کودکیکه لغزیده اندروی شاخه ی درخت سیب…
aminrahmaty·۱ ماه پیشهندسه ی مکثداشتم نام ات رابه جیغ می گفتمبه خالیِ گورو گیسوان بلندیکه تیغِ ابریِ دریابه باد می داد اشدو شهروند صمیمی برابرم بودندو زنی که نامش را نمی د…
aminrahmaty·۱ ماه پیشآهوانِ انکارآهوردزخمی زخمی زخمی زخمی برفدندان دندان دندانستیزِ پلنگتبارِ اخلاقکشان کشان کشان کشان موهای شانهسفیدمرگ های هراز گاهِ رُسته بر شقیقه هاگل..…
aminrahmaty·۱ ماه پیشتماشاخانه ی تیغآب رودارودچشم چشمگریستنمولکولِ شرمچشمهرود رود رود رود رود رود رودمی آیدصدایی خنکزمستانِ دندان گیرزبانِ یک شنلبلبسُر سُر سُر سُر سُر سُرودسا…
aminrahmaty·۲ ماه پیشفسق ستاره ها بر پستان "زحل"بیدار شدمترسیدمفراموش کرده باشمنامت راسیل کلمات را جاری کردم در سرماز همه کساز همه جا،تمام اشباح خودم رارها کردمبوی تند گریهاز نور کم جانِ…
aminrahmaty·۲ ماه پیشجسد در چای صبحانهاتاقمیزکاغذوصیت نامه;کهن بیاندیشچونان لابه ای در زیر پوستکه می خواهد بگوید به موهای سرتدرد می کشملیوانِ سفیدماده ی تاریک، قهوه ی سردسه انگش…
aminrahmaty·۲ ماه پیشقاره ی برهنه شدهدلت صد هزار راهپنهان،انگشتان روح وار منکوچه های بی بوی فضاساعتیأسِ تمنای زندگیِ نیازموده،تاثیر دقیق اشیادر بن بست هر چهره ای آشکارتو می روی…