یاس زد·۱ سال پیشرسم رفتنزین پس،اسیر نمیشومنه در آغوش وعدههانه میان واژههای شیرینِ بیسرانجامنه به نگاههاییکه صدا ندارند،و نه به دستانیکه قرار نیست بمانندمن از…
یاس زد·۱ سال پیششبشب، تو بیا در برم، باز بگیرم مراروشنی از ماهِ خود، بر دلِ تیره بپاشبشنو از این خفته در سینهام آواییآه، که ای کاش میشد رها کنیام، امابارِ…
یاس زد·۱ سال پیشساحلساحل،با صدای موج و نسیم،و من،با تنهاییای دیرینه.در آن خانههای رنگی،با آن سکوتِ آشنا،یاد تو رادر آغوش گرفتیم.چه عزیز بود،مثل همان دیدار او…
یاس زد·۱ سال پیشیار دیرینهرنج، یار دیرینهایستقد کشیده با مابا هر نفسیهمصدا شدهبا هر طلوعیبرای فردایی بهترهمقدم شدهپوچ استمگر بیرنج و دردزندگی معنایی داشت؟آن تلخی…
یاس زد·۱ سال پیشبازی روزگارعجیب است!روزگار را می گویمگاهی خودش پر پرواز ما میشود و تا اوج ما را میبرد و گاهی بی هشدار ما را رها میکند....روزگاری که لبخند را از لب…
یاس زد·۱ سال پیشعشق یک طرفهدردیست در این سینه، که درمانی نداردجز فکر و خیال تومرهمی ندارد.خواستمکمی بیشتردر حوالیات باشم،امامهر مندر دل توجایی ندارد.به جرم عاشقیات…
یاس زد·۱ سال پیشعشق بی سرنوشت منچه رازیه این عشق بی سرنوشتم که از تو دور مانده آن سرشتم تو خندیدی دل بردی ز من ندیدی شد گریه تمام آن شب و روزم من فقط با سلامت شکفتم تو ام…
یاس زد·۱ سال پیشفراق توباران بارید روی شیشیه خاطره ها و بخاری از حسرت مرا فرا گرفت دلم برای چیزی تنگ شده بود که نامی نداشت شاید برای همان لحظه های کوچک با تو بودن…
یاس زد·۱ سال پیشخلوت غروببه چشمهای خمارِ تو، ای نازنین، گره خوردهستهزار قصهی فُرَاق و شعرِ ناتمامدر زلفِ پریشانِ تو اسیر شدهست هنوزهزار آرزو و دلِ خامِ ناکامتو…
یاس زد·۱ سال پیشآرزوی بی وفادر کوبه را زدم ولی باز نشد شاید خیری در آن بسته بود چشمانم به انتظار،دلم پر از دعا شاید تقدیرم همین جا بود گاهی رها کردن خودش نعمتیست شاید…