یارا·۲۱ روز پیش( نِـ ) میگذرد.داشتم نگاهش میکردم. نه از روی ترحم که از روی کنجاوی سردی که آدم به یک جسد در حال متلاشی شدن دارد. انگار که تکه های وجودش را با چاقوی کند…
یارا·۱ ماه پیشزخم هایی به شکلِ توسلام بابا،نمیدانم این نامه را چطور شروع کنم، این اولین باری است که نامه ای برایت می نویسم.باید با خشمم شروع کنم؟ یا با اندو…