لایکهای پست
نامه هایی به عزیزکم
تعداد کل لایک ها: ۲۴
نوشته های کم جان او خیلی زود در ذهن ناپدید میشدند؛ گویی هرگز وجود نداشته اند.
« این آینده کدام بود که بهترین روزهای عمرم را حرام دیدارش کردم؟ »
...
مدتیست که روح من .. چنان چون خیال من ؛
تهیست ..
تهی !
جهان با من همراه شو!
I'm hopeless but maybe romantic
در نظرش اگر یک روی زندگی زشت میشد،روی دیگری بود که بشود به آن پناه برد.
متولد ۸۶ تبریز
نویسنده رمانهای دو امپراطور و یک ملکه،
سلیله سودازده
افول خور
کباد
یلدام،عاشق لطافت شکوفه های گیلاس و نرمی کاهی کتاب و زیبایی مسحور کننده ی ابر ها☁️یه آدم معمولی که در تکاپوی بهتر شدنه✨
همیشه دانشجو
از هر سو که بروی در پایان خط گورکن انتظار تورا میکشد. (ویکتور هوگو )
آقای (سابقاً) راوی
در آینده انحراف معیار دیده شد!
روزمره های یک دختر/ ایمیل: Nashenas.5583@gmail.com
چرا مینویسی؟ | چرا نمینویسی؟
آرشیوی برای «ماریان»
بدرخش!
مانند هیتلری که میخواهد خودکشی کند اما هنوز احمقانه به نجات برلین امیدوار است
يادت میآيد رفته بودی
خبر از آرامش آسمان بياوری!؟
H who seeks life diesHe who seeks death lives):
در پی خود...