یلدای یلدانیزه·۷ روز پیشخدافظ ۱۴۰۳آخرین روز ۱۴۰۳ هم گذشت و من با دندوندرد و سردرد و خون توی دهنم نشستم اینجا و تلاش میکنم عقلمو از دست ندم.دیشب که دور هم نشستهبودیم و ازم…
یلدای یلدانیزه·۱ ماه پیشتو، تو اشتباه منی!هی با خودم میگم که نکنه دفعه بعد دوباره خراب کنم و خودم رو اذیت کنم؟ بعد میگم نه! محاله! من درسامو گرفتم. دفعه بعدی دیگه قراره درست و عال…
یلدای یلدانیزهدرنامـهای به تو که نمیخوانی·۲ ماه پیشقاب زیستهتو رو با خطهای ساده میکشم، درست شبیه خودم.
یلدای یلدانیزه·۲ ماه پیشموهای مشکییه شبی از اون شبهای بهمریخته بود که احتمالا با گریه خوابیدهبودم، خواب دیدم روبروی یه خانومی ایستادم. خانومه موهاش مشکی بود و تا سینههاش…
یلدای یلدانیزهدرتاریکی·۶ ماه پیشنیازی که دیده نمیشهدوباره هوا سرد شد و من یکی از پیرهنهای چهارخونم رو که آستینش تا روی انگشتام میاد رو پوشیدم. چراغ اتاقم رو خاموش کردم، پرده رو کنار کشیدم،…
یلدای یلدانیزه·۷ ماه پیشکافی.این چندوقته انقدر همهچیز داره خوب پیش میره که استرس میگیرم و منتظر یه اتفاق بد هستم. قبلا فکر میکردم وقتی خوشی بیاد توی زندگیم تا همیشه…