این افراد انتشارات پست‌های ویرگول را دنبال می‌کنند:

می نویسم چون آرام می شوم
به خاطر اینکه هنر از زندگی معنا میگیرد.
می‌نویسم تا دیگران به من عشق بورزند. دیجیتال‌مارکترِ عاشق سفر، نوشتن، کتاب و پیتزا!
از تنگنای محبس تاریکی از منجلاب تیره این دنیا بانگ پر از نیاز مرا بشنو آه ای قادر بی همتا
نویسنده. تالیف سه اثر : کتاب خاصه برای تو(نشر رود) ، رمان سلبریتی(نشر مایا) ، کتاب چله نامه (نشر آثار برتر) وسرپرست نویسندگان مجموعه داستان مدرسه کوچک ما
ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ.
نویسنده، استراتژیست و مخلص شما.
نمایندگی کولر گازی،داکت اسپلیت،اسپلیت ایستاده گرین GREEN
شاعر ، نویسنده ، پژوهشگر دینی . در این صفحه قصد دارم برخی مقالات و یادداشت های فلسفی و دینی را منعکس کنم.
پرواز روح در جسمی به پهناوری کل جهان
قصه ای که هنوز تموم نشده ... :)
سعید صالحی، نویسنده، فیلمنامه‌نویس و معرق‌کار متولد ۱۳۶۳؛ خالق «چشم سوم»، هنرمندی که واژه و چوب را در روایت‌هایی شاعرانه به هم گره می‌زند.
« اشکان دهقانی | نویسنده / شاعر »
روشنایی اندیشه - مسیر تحول جامعه https://eitaa.com/AndisheRoshann
𝟒𝟒𝟒 🌰 https://abzarek.ir/service-p/msg/4349411
IID
کوه با نخستین سنگ‌ها آغاز می‌شود و انسان با نخستین درد.
آهو نمی‌شوی به این جست و خیز گوسفند.
آدرس اینستا:👈neli_farokhi@ مدیر سرمایه فعال در حوزه سرمایه گذاری طلا،نقره،کریپتو،اوراق بهادار،مسکن و .‌‌. آدرس کانال بله 👈mr24ir@
سمانه یک مامان نوشتنی هستم.
دلنوشته های یک برنامه نویس جوان نقد بررسی هر چیزی که به صفر و یک ختم میشه
پرهام صبور(م ح) شاعری تازه کار اینجا فقط از ته قلبم مینویسم اشعارم رو تحت عنوان یک روایت ۱۰۰ساله قرار می‌دهم
«رو به درون قدم می‌زنم؛ گمشده‌ای که هر کلمه، تکه‌ای از حقیقتش را آشکار می‌کند.»
نمونه‌خوان و فعال حوزۀ کتاب، برگزارکنندۀ جلسات معرفی و همخوانی کتاب، لیسانس مدیریت تبلیغات تجاری و کاردانی حسابداری مالی.
ادبیات می‌خوانم، تماشا می‌کنم و می‌رقصم.
روایت‌هایی از مسیر نویسندگی؛ برای مخاطبانی که جهان داستان را دنبال می‌کنند.✍️🌱✨️
حسين امينيان 1- كارشناس‌ارشد حقوق از دانشگاه شهیدبهشتی 2- عضو کانون وکلای دادگستری مرکز (تهران) 3- پژوهشگر در حوزه حقوق خصوصی و نویسنده مقالات 4- مدال برنز المپیاد علمی دانشجویی حقوق کشور
اینجا همه مرده بودیم؛ اما در پس اندوه شکوفه دادیم.!🪽 -انجمن نویسندگان امیدوار.
پر عمق
فانوس به دست در انتهایِ شبی تار؛ به امیدِ صبحی دِگَر؛