مهدی محمدزاده·۹ ساعت پیشداستان: «آینه»گاهی بزرگترین مانع پیشرفت، دشمنان بیرونی نیستند؛ بلکه اشتباههایی هستند که حاضر نیستیم مسئولیتشان را بپذیریم. این داستان را بخوانید.
مهدی محمدزاده·۹ ساعت پیشداستان: «قابِ خالی»گاهی پرزرقوبرقترین رابطهها، ساکتترین دلها را دارند. این داستان یادآوری میکند خوشبختی واقعی، دور از چشم دیگران شکل میگیرد.
محسن قربان اوغلی·۲ روز پیش«آیا جهانِ ما حاصلِ یک دعوای بزرگ است؟»ایا تضاد قانون بنیادی و مادر زایندگی جهان است یا اگاهی بنیاد و مولد جهان است این پرسش، دقیقاً در نقطهای ایستاده که فلسفه، فیزیک بنیادین…
مهدی محمدزاده·۲ روز پیشداستان: «چراغ قرمز»همه رنجها ارزش تحمل کردن ندارند. این داستان نشان میدهد گاهی بزرگترین رشد، از تغییر مسیر شروع میشود، نه ادامه دادن.
مهدی محمدزاده·۲ روز پیشداستان: «مهمانِ ناخوانده»همه احساسها قابل اعتماد نیستند. این داستان نشان میدهد چرا چند دقیقه فکر کردن، گاهی از سالها پشیمانی ارزشمندتر است.
Vinakardan·۳ روز پیشمن همان من نیستم؛اتاق، دیگر یک مکان نبود؛ یک وضعیت بود. نه اینکه دیوارها حرکت کنند یا سقف به پایین فرود بیاید، اما هر بار که پلک میزدم، حریمِ فیزیکیِ این ا…
شاهرخ خیرخواهدررمان_آرایه ادبی_شعرومقاله·۳ روز پیشرهایی، آگاهی و گسست در «بالزاک و خیاط کوچولوی چینی»رمان «بالزاک و خیاط کوچولوی چینی» را خوانده اید؟رمان «بالزاک و خیاط کوچولوی چینی» را خوانده اید؟رمان دربارهی دو نوجوان چینی است که در دوران انقلاب فرهنگی به یک روستای دورافتاده فرستاده…
مهدی محمدزاده·۳ روز پیشداستان: «دستهای گِلی»فکر میکنید معنویت یعنی دوری از دنیا؟ این داستان نشان میدهد چطور در دلِ تاریکیهای جامعه، انسان و پاک بمانیم.
مهدی محمدزاده·۳ روز پیشداستان: «خط قرمز»فکر میکنید برای حفظ رابطه باید همیشه کوتاه آمد؟ این داستان نشان میدهد کجا باید بخشید و کجا باید رفت.
محسن قربان اوغلی·۴ روز پیشدر تلاطم تضادها؛ از سایههای تاریک تا باغهای آرامشدر نوشتههای قبلی، از این صحبت کردم که چگونه آگاهی میتواند از دل نظم و نور بیرون بیاید. اما امروز میخواهم از جنبهای دیگر از این سفر سخن…