محمدرسول عزیزی·۱ ماه پیشصبر کنیم تا بگذره.چند روز پیش زنگ زده بودم به یکی از عزیزترین آدمای زندگیم که حالش رو بپرسم. بعد از کمی خوش و بش و سر به سر هم گذاشتن دیدم ناراحته و دلش گرفت…
Sara Ahmadi·۵ ماه پیشاُميد کنارِ خانه ى ماامید واژه ای سخت ولی به ظاهر آسان، می خواهم از امید بگویم؛ از این حس غریب در وجود تک تک ما. مدتهاست برای نوشتن از «امید» با خودم درگیرم؛در…
دغدغههای ذهنی یک متممیدردوستان متممی·۱ سال پیشبا ظلم چه باید کرد؟این روزها خاطرم تا حدی آسوده هست که بخوام برای وبلاگم متن جدیدی بنویسم.و ای کاش همیشه محل کارم انقدر بیحاشیه و آروم بود که من هر روز چنین…
Mehrsa·۲ سال پیشاحساسات چرت و پرت ۲ صبح=]۲ صب خیلی رندوم تصمیم گرفتم بنویسم شاید از این به بعد هر روز بنویسم شایدم نه
Dr.FaezeKhanlarzade·۳ سال پیشمن به عنوان یک روانشناس اشتباه کردمهمیشه به پدر و مادرها می گفتم بچه ها را از کودکی با محدودیت آشنا کنید. بهشان نه بگویید. بگذارید فکر کنند هر چیزی که می خواهند را نمی توانند…