Tahere Niroumand·۴ روز پیشکلاغ سیاهاتوبوس به راه افتاد. «میهن» به بیرون چشم دوخت. پشت شیشه، برگهای سبز درختان به تنههای قهوهای خیس گره خورده بودند و در امتداد جاده بیشتر و…
𝐑𝐚𝐡𝐚·۶ روز پیشروز دیدار.بلاخره روز دیدار ما فرا رسیده است،روزی که در انتظارش شب های تاریکی رو سپری کرده بودم ، بلاخره فرا رسیده است .…
زهره آهی·۹ روز پیشسفرنامه ب شمال ایران(گرگانروز اول:مشهد تا گرگانساعت ۵ صبح از خونه زدیم بیرون. هوا هنوز تاریک بود. از بلوار وکیلآباد زدیم بیرون و رسیدیم به جاده نیشابور. جاده دوطرفه…
امیر سعید دهقان·۱۸ روز پیشرونیز…رونیز…اون صدای روشن شدن موتور، برای من فقط صدای یه ماشین نیست…صدای فرار از فکرای شلوغِ دنیاست.یه وقتایی نصف شب، وقتی شهر خواب بود، فقط من ب…
اسماء·۲۰ روز پیشبا هَم.آهنگ «با هم» از «او و دوستانش» را میشنوم. نگاهم خیره میشود به اسم گروه. «او و دوستانش». یاد تو دوباره...
امیر سعید دهقان·۲۱ روز پیشجادهما هر روز با چالش هایی رو به رو هستیم اما پشت هر مانعی میتونه یه شروع جدید باشه امید ، به ما این قدرت رو میده که رو به جلو حرکت کنیم و این…
حسن اسکندرزاده·۱ ماه پیشبیگانهای در منانگشتان دستش روی فرمان تکان میخورد. درحالیکه چشمش به جاده بود یکدفعه خم شد و اولین چیزی که در کیفش بود را لمس کرد و برداشت.نام «عزیزم» هم…