حسام بصیرزاد·۹ روز پیشتنهایی، حفرهای که نبودنش هم حفره استتنهاییام را گم کردهام. راستش را بخواهید گمش نکردم، باختمش. کسی آن را از من گرفت، رفت و دیگر پس نفرستاد.
Amir·۱ ماه پیشکافه یا اتاق خودت ؟من عادت کردم روزامو تنهایی سپری کنم یادمه قبل این اتفاقا (خودت میدونی کدوم اتفاقا !) آخر هفته بود تصمیم گرفتم برم کافه و سیستم و باخودم برد…
شرمینه مرادی·۲ ماه پیش«طوطی برزیلی در دیار فرنگ»پیدا کردن آرایشگری آشنا با موی شرقی جماعت — با ضخامتی نزدیک به سیمبُکسل— آن هم در قلب دیار فرنگ، گاهن کاریست در حد مأموریتهای ناممکن. آخر…
شاهزاده خاکستری·۳ ماه پیشسردرگمی – پارت یک | چهار صدای نیمهشبچهار صدای نیمهشب بیدارم کردند؛ نه برای ترساندن، برای حسابکشی. شاید سردرگمی آغاز نظم تازهای باشد.
parsax x·۳ ماه پیش✨ برونگرایی و درونگرایی؛ دو راه برای زیستن🔹 مقدمه ما آدمها شبیه هم نیستیم؛ بعضیها انرژیشان را از جمع میگیرند، بعضیها از خلوت. این تفاوت نه ضعف است و نه برتری، بلکه یک سبک زندگ…
شاهزاده خاکستری·۳ ماه پیشآزادی؛ هنرِ نفس کشیدن میان تضادهاآزادی رهایی از تاریکی نیست؛ توانِ زیستن میان نور و سایه است، جایی که انسان با تضادهایش آشتی میکند و ادامه میدهد.
شاهزاده خاکستری·۳ ماه پیشریلهایی که قبل از قطار ساخته میشوند(سفری کوچک از سمرینگ تا توسکان)وقتی آرزوها محقق میشوند… اما تو در آنها نیستیمیدونی… بعضی وقتها یک چیز عجیب در زندگی اتفاق میافتد؛آرزوها…
شاهزاده خاکستری·۳ ماه پیشگاهی بعضی نوشتهها باید در دفتر بمانند…بذارشون لای برگه های دفترت بمونن این چند وقت یک چیز مهم رو فهمیدم؛ چیزی که شاید قبلاً بهش فکر نکرده بودم.فهمیدم همه حرفها و نوشتهها جای ا…
سیما صادق پرور·۳ ماه پیشدنیای دروندرون داشتم از مجتبی شکوری عزیزم گوش میکردم رادیو راه چه حقیقت های شفاف و ظریفی از من به خودم نشون دادقبل تر دوران نوجوانی ، خیلی زیاد بهم ب…
شاهزاده خاکستری·۳ ماه پیشبیداری ذهن از درون مه و واقعیت خاکستریاز میانِ مه میبینم، نه جهان را — بلکه خودم را.شاید بیداری، از دلِ همین مه آغاز شود.گاهی حس میکنم ذهن مثل شیشهی بخارگرفتهایه که…