ناصراعظمی :نویسندهدرداستانکده·۲ ماه پیششب ملالدر گوشهی تاریک جهان خود، دراز کشیده بود.زمان به کندی هرچه تمامتر میگذشت.تیکتیک کند ساعت، عذابش را دوچندان میکرد.در باتلاق بیسروته خ…
Tina·۲ ماه پیشدیوار آسایشگاه : درک شدن سخت ترین چیز در این جهان صادق هدایت میگوید: در زندگی زخمهایی است که مثل خوره روح را آهسته در انزوا میخورد. گاه دیدهام که چه سکوتهایی مملو از فریاد است ،فریادی…
AmirReza Ghasemi·۲ ماه پیشقسمت دوم بوسه مرگبوسه مرگ رومان با ژانر عاشقانه و جالبه امید وارم خوشتون بیاد هر پنجشنبه جمعه دو قسمت میاد
iranfarda·۲ ماه پیشدندانی که شب خواب را میگیرد؛ عصبکشی از نگاه کسی که درد را جدی گرفتساعت دو و نیم شب بود.نه آن قدر دیر که بشه اسمش را سحر گذاشت، نه آن قدر زود که درد دندان را بشه نادیده گرفت.درد از همان جایی شروع شده بود…
ع.رامک·۲ ماه پیششنیده هایی از اجنه...!چندی پیش در کامنتهای یکی از پستهایم صحبت از وجود اجنه شد ، از آنجا که قبلا چیزهائی در مورد اجنه شنیده بودم که مستند نبوده ولی میتواند به وا…
Habib Karimi·۲ ماه پیششبح در کوره راههوا کمکم رو به تاریکی میرفت؛ مرد از اتوبوس پیاده شد. تا روستایش سه کیلومتر بیشتر نبود، اما در این سکوت و بیکسی مسیر طولانیتر به نظر می…
ایناز فکری·۲ ماه پیشگیلدای شاهپارت 4گیلداهمسر خان_ خب هرچی تو دلته بری بیرون هرچی احساس غریبی نکن منم جای مادرت دخترم
MoonLyraدرنامـهای به تو که نمیخوانی·۲ ماه پیش|از رز تا نرگس|تو نمیخوانی اما، من باز هم با تیزی خودکار به جان کاغذهای زبان بسته میافتم.هرچه از تو، خاطراتت و هرآنچه بویی از تو داشت، دورتر شدم؛ قلبم ض…