یه ایرانی·۱۸ روز پیشاعتراف!من خیلی حسودی می کنم. به بقیه، خنده هاشون، دوستاشون، جاهایی که می رن و... از ته قلبم خوشحالم که آنها آدمایی دارن که دوستشون دارن، چیزایی دا…
بنیامین·۲۱ روز پیشاعترافسلام من همیشه عاشق خلق کردن بودم مثل هنر یا رمان چون میتونست جوری که انسان ها دنیارو میبینن رو نشون بده، نه فقط نشون دادن انگار میتونه به ش…
qazal·۱ ماه پیشاعترافباید اینجا به اعتراف مینوشتم، راستش میخوام اعتراف کنم من ۹ از ۱۰ ام چون خیلی به آدما بها میدم و محبت میکنم و همیشه صدمو میزارم، ۸ از ۱۰…
الهام·۲ ماه پیشیک اعتراف بی اهمیت...امکانش هست چیزی بگویم ؟ همین جا که خودمانی مینویسم و میخوانیم ؟ آخر دارد خفه ام میکند .همچون زنجیری پیچیده است به گردنم و هر روزی که میگذر…
هانیه براتی·۱ سال پیشاعترافی در دلِ خاموشیشعری برای کسی که شاید هرگز نشنید که دوستش داشتم… گاهی همهی عشق، در یک اعتراف ساده خلاصه میشود؛
Arezoo·۱ سال پیشاعترافات یک درونگراروزی که جادوگر سیاه ذهنم رو شکست دادم. امروز من یه ابَر قهرمان بودم...
elvis·۱ سال پیشرنگ عشق، تو غروب دریاباد ملایمی از ساحل میوزید و صدای موجها با خندههای بچهها درهم آمیخته بود.هیلی، روی سنگی نشسته بود و موهاش رو میبافت. چشمهاش اما به جای…