پریا مقدم·۹ ساعت پیشخاکستر شب، بر پوست مادر امتداد شب غرق شده بودیم!ستارهها خسته بودند و هیچکس دیگر نگاه نمیکرد.صدای باد همانند خاطرهای دور میپیچید و از بین میرفت.دستهایمان…
امید الماسی·۹ روز پیشاندوهی برای یک عمردر این مدت زندگی به گونه ای سپری شده و روزگاری بر ما گذشته که بدون اینکه نیاز باشد هیچ اتفاق غم انگیز دیگری رخ بدهد می توانیم تا سالها غمگی…
سبا بابائی·۹ روز پیشحسرتاندوه ما بیپایان خواهد بود. روزهایمان همه در حسرت یک زندگی معمولی طی میشود. دانه دانه همهی چیزهای دلخواهمان حذف میشوند و هیچ کاری از دس…
میان سطر ها·۱۲ روز پیشاگر خشم و غم است ...این روزگار ،درس هایی دارد .برخی آنها را آموختند .و با هر غم گریستند ،به وقت یاری دادند ،در وقت دفاع جنگیدند ،به وقت شکست بی…
جواد محمودی·۱۳ روز پیشیک عمر دویدیم و به جایی نرسیدیمخیلی خسته ام...جسمانی و روحانی!حس میکنم هرچه میدوم به مقصد نمیرسم...یک عمر دویدیم و به جایی نرسیدیمیک آه کشیدیم و رسیدیم به معراجبا من که…
ABNOOS·۱۹ روز پیشپس تازیانه بود و تن، وطن زیر تازیانه بود«زنده از کشتار برگشتم، دهانم سوخته. شاعرم اما زبان واژگانم سوخته..»
سایه سرو·۱ ماه پیشزمین گرد نیست!مهربانم گوش کن که من تنها تو را در این روزهای سرد و تاریک دارم که برایت از دردهایم بگویم، از این سقوط ناگزیر، از روح پاره پارهام، از مرگ…
محمدرضا گلی احمد گورابی·۲ ماه پیش«شعرسپید اندوه برگها» شعری سپید با تصویرسازی پاییز و پژواک حافظ در کوچههای خیس. محمدرضا گلی احمدگورابی محمدرضا گلی احمدگورابی «شعرسپید اندوه برگها»پاییز، بر…