(فریبا طوقانی)Fariba Toghani·۱۲ روز پیشبچه خفه شد!تو یکی از کشیکامساعت ۳ صبح یه دختر ۵ ساله ای رو آوردن که زردآلو رو با هسته قورت داده بود و هسته تو گلوش گیرکرده بود.چون بچه خیلی سرفه میکرد…
بیتا حسینی نژاد·۵ ماه پیشخفگیِ قدمها.در آن زیر، وزنِ خاک بر سینهاش سنگینی نمیکند، بلکه سنگینی، همان قدمهایی است که از روی گورش میگذرند؛ هر گام که فرود میآید، گویی سنگی تاز…
تسنیم·۱ سال پیشمحدودهر چیزی توانی دارد کمیتی دارد و از همه مهم تر محدودیت هایی را داردانسان ها هم همین طور هرچقدر هم نابغه باشند هرچقدر هم که نفوذ و زیرکی داشت…
ℂ𝕠𝕟𝕗𝕦𝕤𝕖𝕕 𝕚𝕟 𝕥𝕙𝕖 𝕕𝕒𝕣𝕜درچرند و پرند·۲ سال پیشروانکاو - پارت 24آقای میهن دوست بعد از تمام کردن داستان کمی مکث کرد بعد دستِ زیر چانه اش را برداشت و کاغذی جلویش گذاشت؛ خودنویسش را برداشت و شروع به نوشتن ک…
ℂ𝕠𝕟𝕗𝕦𝕤𝕖𝕕 𝕚𝕟 𝕥𝕙𝕖 𝕕𝕒𝕣𝕜درچرند و پرند·۲ سال پیشروانکاو - پارت 22اتاقی نیمه تاریک با دیوار هایی سیاه و بدون هیچ در و پنجره ای.بوی تند توتون، بابا به دیوار سمت راستم تکیه داده است و پیپ می کشد؛ توتونش همیش…
ℂ𝕠𝕟𝕗𝕦𝕤𝕖𝕕 𝕚𝕟 𝕥𝕙𝕖 𝕕𝕒𝕣𝕜درچرند و پرند·۳ سال پیشبهترین دوستمهلن بهترین دوستمه، خیلی مهربونه و برای من مثل خواهر بزرگترمه هر چند ما همسنیم ولی اون بزرگتر از من بنظر میاد، هم عاقل تره هم سنگین تر و متی…