مسافر لحظه ها·۴ روز پیشداستانفرد از جایش بلند شد. پارچ آب را سر کشید و سیگاری روشن کرد. سعی کرد دلش به حال خودش بسوزد شاید نرود ولی نتوانست. شرمنده شد. کفش هایش را پوشی…
مسافر لحظه ها·۹ روز پیشخوشبختیخواستم قبل از اینکه امروز فراموش شود از ان متنی بنویسم مثل خودش کوتاه و ساده.امروز روز ساده و معمولی ای بود که در میانه اش مرا با حسی ناب ا…
مسافر لحظه ها·۱۱ روز پیشبه مناسبت دوازدهمی شدنمگفتم حالا که دوازدهمی شدم(البته دوازدهمی ای که هنوز نهایی های یازدهمو نداده)یه پستی راجبش بنویسم. متاسفانه یا خوشبختانه ادم خونسردیم و استر…
مسافر لحظه ها·۱۳ روز پیشهمیشه برمی گردمامشب دوباره برگشتم. امشب یک ضد قهرمان منفعل محکوم به ادامه دادن نبودم. امشب انتظار نجات نکشیدم و از نجات ناامید نبودم. امشب شجاع بودم. ناگه…
مسافر لحظه ها·۱۶ روز پیشکاش تو یک شخص بودیگاهی وقت ها مثلا وسط یک اهنگ غمگین دلتنگ خدایم می شوم. لعنت به کلمات که انقدر ناتوانند. لعنت به صداقت و اصالتی که نمی شود به دستش آورد. لعن…
مسافر لحظه ها·۲۰ روز پیشساندویچ کالباسچاقو را در دستش فشار داد.قطره های خون روی میز سرازیر شدند.چاقو را با شدت بیرون کشید و به گوشه ای پرت کرد.خون با شدت بیشتری از دستش بیرون می…
مسافر لحظه ها·۱ ماه پیشتار و پود یک توهماو می دانست که هر کلمه ای که بر کاغذ می نشاند در واقع قطعه ای از روحش است که به ابدیتی بی تفاوت قربانی می کند. اما باز هم می نوشت. نوشتن بر…
مسافر لحظه ها·۱ ماه پیشنامه ای به دنیامی دانم که در این لحظه اگر به صورت یک شخص می دیدمت صورت زیبایت را به تف و خون آغشته می کردم. ولی عیب از تو نیست. از چیست خودم هم نمی دانم.…
مسافر لحظه ها·۱ ماه پیشنامه ای به تنهاییای حقیقی ترین درد جهان سلام! نرو. حداقل بگذار به اندازه خوردن یک لیوان چای نگاهت کنم. چرا همیشه مثل دزدها یواشکی از دیوار خانه ام بالا می آ…
مسافر لحظه ها·۲ ماه پیشمخاطب نامه ام را گم کرده اماز همین آغاز مخاطب این نامه گم است و من فقط انتظار می کشم بی آنکه تلاشی برای یافتن بکنم. انتظارم هم شبیه انتظار نیست فقط می گوید می تواند ا…