Fatemeh- Gh·۱۴ روز پیشخسته شدم انقد دنبال عنوان گشتم و ندونستم چی باید بنویسم.آدم فکر میکنه هرچی بیشتر بذاره و بره و رها کنه و دل بکنه و فاصله بگیره بیشتر خودش میشه. بعد میذاره و میره و رها میکنه و دل میکنه و فاصل…
نجوا·۲ ماه پیشدیداریکی از هزارن ریلز داخل اینساست دیدن فرزندی که حتی به اندازه پیاده شدن پدر از اتوبوس صبر نمیکند و پدری که از پنجره خودش را خم کرده و فرزندش…
آ ت ن ا·۳ ماه پیشجنوننمیدانم آن جنون کجا رفته است؟ مگر جنون نیامده بود که بماند و مرا هر دم دیوانه تر سازد؟ چه شد آن تب سوزناک؟چه شد جوش و خروش مجنون وارم؟ جنون…
آ ت ن ا·۳ ماه پیشدر انتها..." در انتها مرا ترک گفتی.جیر جیر در، همچو سمفونی محزون مردگان، در گوش هایم پیچید و تو رفتی.کمی پیش تر، رو در رو، همانند دیدار نخست، خیره به…
Maava·۴ ماه پیشمثل همیشه ؛ تا همیشه.من و تو بیشتر از هر چیزی ، توی رفتن کندیم. بزار فکر کنیم تقصیر منه تا رفتن ساده تر شه. من خودخواهم. من ترجیح میدم حس تنهایی رو بدون تو داشت…
Raha Madadi·۶ ماه پیشآمدی که بمانیچه در من گذشته، که چنان بیپروا، بیدفاع،شدم اسیرِ نگاهی، که حتی شاید به قصد ماندن نیامده بود؟من که همیشه دیوار داشتم، فاصله، منطق،چطور شد…
شبنم حکیم هاشمی·۶ ماه پیشرفتن و ماندنرفتن یا ماندن؟ گاهی باید رفت و گاهی باید ماند. و گاهی رفتن نوعی ماندن است و ماندن نوعی رفتن. و این را هم میشود گفت که گاهی رفتن و ماندن تو…
آرمین·۶ ماه پیشوقت رفتنه..همیشه از خداحافظی بدم میومده از رفتن؛ رفتن از یه مکان رفتن آدما، رفتن آدما مثل مرگشونه وقتی یکی میره دیگه چشماشو نمیبینی که بهت میخنده د…
آ ت ن ا·۷ ماه پیشدنیا رنگین کمون داره ولی رنگین کمون نیست.یه وقتایی حس میکنم خنجری که از طرف آدما به طرفم پرتاب شده فقط یه خراش کوچیک روی قلبم ایجاد کرده که اصلا ارزش ناراحت شدن نداره.اما منم باید…