فاطمه صاددرنامـهای به تو که نمیخوانی·۲ ماه پیشدلداریِ کوچکبیا به اندازهی یک دلداریِ کوچک، به اندازهی یک خوابِِ آرام، به اندازهی یک راهِ بی اضطراب.
فاطمه صاددرنامـهای به تو که نمیخوانی·۲ ماه پیشحفرهی ساکتدیگر چیزی درونم به صدا درنمیاید، خودم فهمیدم.
فاطمه صاددرنامـهای به تو که نمیخوانی·۲ ماه پیشتوپبازی با پسرکایکاش تا ابد وسطِ میدانِ هفتتیر دنبال توپِ ابیِ کوچک بدوم. یا ایکاش گیر میکردم بالای شهرک و تا ابد دنبالِ توپِ پلاستیکیِ دولایه میدویدم.
فاطمه صاددرنامـهای به تو که نمیخوانی·۲ ماه پیشحتی اگر درخت بودمایکاش من را گلدانِ پُر گلی، کنارِ خانهی پیرزنی تنها میافریدی که هر صبح برایم اوازی قدیمی بخواند و روی برگهایم اب بپاشد
فاطمه صاددرنامـهای به تو که نمیخوانی·۲ ماه پیشاو ادمیانِ دورم نیستامروز کاسهی لعابی در دستانم ترک برداشت، فکر کنم سه ثانیه قبلش چیزی درونم ترک برداشته بود
فاطمه صاد·۳ ماه پیشلطفا کمکِ جادویی خدای عزیز!سلام خدای عزیز. کارهای این ادمهایی که افریدی واقعا عجیب و غریب است! ادمهایی که اختراع کردی اینجا میگویند شبیه تو هستند، ولی تو خوب و مهربان…
فاطمه صاد·۳ ماه پیشاینجا را سیل برمیدارد خدای عزیز.سلام خدای عزیز. این قابلیتهایی که برای ما اختراع کردی فوقالعاده هستند. ولی واقعا لازم بود انسانها از چشمهایشان آب بیاید؟! گریه واقعا ضرور…
فاطمه صاد·۳ ماه پیشقاصدکهایم را میبینی خدای عزیز؟سلام خدای عزیز. باید یادت باشه چند ماه پیش درحالی که بزرگ شدهام و دیگه بچه نیستم! قاصدک فوت کردم و ارزو کردم. قبل از ان، اخرین باری که قاص…
فاطمه صاد·۳ ماه پیشمن گیر کردم خدای عزیز.باز هم سلام خدای عزیز. من امروز یادم افتاد یکی از صفات تو شنونده بودن هم هست. خیلی خوب است که تو هم مهربان و بخشنده و خوبی و هم شنونده. این…
فاطمه صاددرنامـهای به تو که نمیخوانی·۳ ماه پیشمن واقعا بزرگ شدم خدای عزیز!خدای عزیز. دوباره سلام. راستش من خوشم اومد که برات نامه بنویسم. امروز مامان گفت باید بزرگ بشم. بزرگونه رفتار کنم چون دیگه بچه نیستم. نباید…