Infinity13·۱۵ روز پیشدلنوشته ای در وصف تو:(دلنوشته ای در وصف دلتنگی ام، در وصف تو، در وصف من:( و یا برای ما..
Infinity13·۱۵ روز پیشMineپارت ۸....ویو ا/تقرار بود امروز از روزم لذت ببرم ولی به خودم اومدم دیدم شب شده و حالا من با موهای خیس نشستم جلوی میز کارم و دارم دفترچه خاط…
Infinity13·۱ ماه پیشMineپارت ۶..(پرش زمانی، روز بعد داخل شرکت)ویو ا/ت: دیشب اصلا نتونسته بودم راحت بخوابم، هی فکر و خیال میکردم، ووجین هم که از دیروز تا حالا اصلا…
Infinity13·۱ ماه پیشMineپارت ۵...(پرش زمانی خونه ی ا/ت)ویو ا/ت: چون از دیدار با تهیونگ برمیگشتم اماده بودم فقط آرایشمو تمدید کردم و رو کاناپه نشستم تا ووجین زنگ بز…
Infinity13درپستهای ویرگول·۱ ماه پیشMineپارت ۳ویو ا/ت: بعد از اینکه از خونه رفت بیرون انگاری که دنیا رو سرم خراب شده باشه، میخواستم به حال خودم گریه کنم ولی هی به خودم میگفتم این…
Infinity13·۱ ماه پیشMineپارت ۲ا/ت: این موقع شب اینجا چیکار میکنی؟ بیا تو. ووجین اومد داخل و ولو شد رو کاناپهووجین: هیچی گفتم بیام بهت یاداوری کنم که فردا قرار ملاق…
Infinity13·۱ ماه پیشMineتهیونگ پسر ۸ ساله ی قصه ما تو یه تصادف کل خانوادشو از دست میده و به ناچار وارد پرورشگاهی میشه که اکثر آدماش با اون بد تا میکنن:)اما....