Mst·۴ ماه پیشقدرتِ پنیرشما هم در فروشگاهها نگاهی به خریدهای دیگران میاندازید؟ خرید آدمها چیزهایی درموردشان میگوید...
Mst·۴ ماه پیشاز آمپول میترسی؟پسرک گریهاش بند آمد. مادر و خاله و مادربزرگش با تعجب به من نگاه میکردند. و بعد...
Mst·۴ ماه پیشکتابهای یواشکیاما قسمت بینام و نشان دیگری در کتابفروشیهاست که معمولا همیشه چند کتاب از آن میخرم و روح کتابخانهام هیچ چشم غرهای به من نمیرود...
Mst·۵ ماه پیشناکام میمانم، پس هستم!دیدن این آدمها، شبیه دیدن قفسی است که هزار پرنده در آن زندانیست. حجمی از بیقراری، غم و افسردگی از آن تراوش میکند...
Mst·۵ ماه پیشنورِ باریکبارقههای نور نمیگذارند چشممان به تاریکی عادت کند. مجبورمان میکنند بپذیریم که تنها تاریکی وجود ندارد، روشنایی هم هست، حقیقیتر از تاریکی
Mst·۵ ماه پیشذهنِ بسته، قلبِ مسدودزندگی سختتر میشود، وقتی کنترل اوضاع به دست آدمهایی بیوفتد که مفاهیم انسانی در ذهنشان شکل نگرفته و دریچههای مغزشان همانقدر مسدود است که
Mst·۵ ماه پیشآدم خوبه یا گربه؟ البته گربه گربهواکنش پنبه به ناراحتی من، همهی چیزی بود که با امکانات گربهای میتوانست بکند و آن را از من دریغ نکرد. آنموقع پنبه دو ماه و نیم داشت...
Mst·۲ سال پیشسلام آقای تی!میبخشی، مصدع اوقات شدم. شرمنده دو دقیقه آمده بودی قضای حاجت، زدیم حریم شخصیات را از بیخ و بن ترکاندیم!