XiarSureدرکوچه پس کوچه های کهکشانی ناپیدا·۱ روز پیشپنجره های بتنی«دیگر نمیتوانم،دیگر تحملش را ندارم...»
XiarSure·۴ روز پیشدروغ تا آخرین نفساین جامعه چندین سال هست که با یک چیز دست و پنجه نرم میکند، دروغ! جامعهای که سال ها برای بقای خود به دروغ گفتن های پی در پی پناه آورده و ا…
XiarSureدرکوچه پس کوچه های کهکشانی ناپیدا·۲ ماه پیشآن سوی دیوار های آهنینآن سوی دیوار میخواهند که ما نابود شویم
XiarSureدرانتشارات پسی·۷ ماه پیشعصر جدید در کشف دارو ها با ورود کامپیوتر های کوانتومیاز شما میخواهم دنیایی را متصور شوید که در آن کشف دارو های جدید نه بر اثر شانس بلکه بر اساس یک علم دقیق است که در سایه رایانش کوانتومی....
XiarSureدرکوچه پس کوچه های کهکشانی ناپیدا·۷ ماه پیشخورشید را رها کردمدر دشتی پر از گلهایی که با گردنهای خمشده خورشید را ستایش میکردند، سولاس تنها گلی بود که جرأت کرد به تاریکی نگاه کند.
XiarSureدرکوچه پس کوچه های کهکشانی ناپیدا·۸ ماه پیشدنیای جدید بدون سنگ کلیهیک مرد به دنبال سنگ کلیه اش در اعماق کیهان ولی چیزی فراتر از آن را درمیابد...
XiarSure·۸ ماه پیشمادربزرگ 729در یک اتاق نشیمن کیهانی، جایی میان تنهایی و پوچی رنگارنگ، یک بیگانهی دلشکسته تصمیم میگیرد یک مادربزرگ وایکینگی فضایی اجاره کند
XiarSureدرکوچه پس کوچه های کهکشانی ناپیدا·۸ ماه پیشگلیچونچر: قسمت 1سفری ماجراجویانه میان باگها و واقعیت. با هر قدم، جهان واقعی کمرنگتر میشه...