این افراد انتشارات نامـهای به تو که نمیخوانی را دنبال میکنند:
ابیات پیش روی تو افکار روشن است، در روزگار دانش و بینش، سکوت چیست! "فریاد زمانی"
من از اول که به دنیا اومدم یه فرآیندگرای علاقهمند به همهچی بودم.
(دانشجوی شهرسازی، تولید کننده محتوای متنی :)
در تلاش برای «ایستادن بر روی شانه غولها»
از نوشتن ، یک ویرگول سهم ما شد
چادر سیاه ماه که نمیره تن خورشید
گونه ای نادِر از تیره شِلخته وَشان
کم حرف تر از همیشه...
هفت پشت غریبه....
با خودمو بقیه....
نمی توانم کلماتی به کار ببرم برای توصیف ، ما فرهنگ لغت هایمان متفاوت است .
اسمم صالحه است 20 سالمه ولی به اندازه یک ادم هزارساله احساس خستگی میکنم، اینجا جستار و داستان کوتاه مینویسم.
📝 اینجا پناه واژههاست؛
پناه امن دلنوشتهها، دکلمهها و حرفهایی که از دل میان و به دل میشینن.
یک سیب از روی درخت به زمین افتاد و انسان متوجه جاذبه شد... میلیارد ها جنازه بر روی زمین افتاد و بشر معنای انسانیت را درک نکرد!...
سریع تر از شروعمان به پایان رسیدیم ...
کس نخواهد فهمید بدان عمرِ درازش که این تن چه کشی...
❤math is love❤
تا رهایی خیلی فاصله ندارم پس مینویسم و طرح می زنم و می رقصم تا بشکنم این حصار هارو...
در نظرش اگر یک روی زندگی زشت میشد،روی دیگری بود که بشود به آن پناه برد.
اینجا اتاق درد و دله و چیزی جز همدلی وجود نداره ... .
بوی آویشن و لیمو میداد..
نیمچه دندانپزشک ، تکنسین آزمایشگاه ، شاعر ، نویسنده ، کتابخوان و خوره فیلم
روانشناس بالینی، رواندرمانگر و روانکاو
فقط من.
من R3MO هستم. یک بعد شخصیتی.حاصل ذهنی بی قرار
فعال رسانه ای
ما نویسنده هستیم عشقِ من..
ما گریه نمیکنیم..روی کاغذ خونریزی میکنیم
نوشته هام مناسب همه نیست!!
بازیگرتئاتر.. فیلم وتلویزیون
گمشده در افکار و سایهها...
دستتو بده تا باهم دیگه، توی ذهنم قدم بزنیم🌱
یه پروانه ی آبی، به دنبال آفتابگردون:)
یک غروبِ قریب که غبارِ خاکستریِ اندوه، مارا در خود حل میکند واژه ها متوطن خواهند ماند.