ali.heccam در خودکار آبی ۴ سال پیش - خواندن ۳ دقیقه برشی ساده از یک روزمرگی توی هال، روی کاناپه دراز کشیده بود..
نگین در خودکار آبی ۴ سال پیش - خواندن ۲ دقیقه ساقه طلایی دقیقا وقتی که تلفنو قطع کردم دوباره شروع به زنگ زدن کرد. با زنگ اول بر...
Asi.m در خودکار آبی ۴ سال پیش - خواندن ۴ دقیقه کتابهایی که دوستشان میدارم!!! بخشی از کتابخونه ی کوچک منواقعیتش انتخاب دوازده جلد کتاب از بین اون هم...
زهرا تاجمیری در خودکار آبی ۴ سال پیش - خواندن ۱ دقیقه دلتنگی خانوم جان همیشه میگفت هر وقت دلت تنگ شد میل بافتنی رو با یه گوله کامو...
نرگس،جغدِ نویسنده!? در خودکار آبی ۴ سال پیش - خواندن ۲ دقیقه حرف،آرزو!... (چقدر دیوار آرزوهاش داشت کوتاه می شد،حتی حسرت اینو داشت که صبح تا صبح...
Azadovski در خودکار آبی ۴ سال پیش - خواندن ۱ دقیقه جنونِ خالقِ واژهها تجمع واژهها با فاصلهی کوتاه،آنقدر کوتاه که موج پی،کیو آر اِس و تی هم...
Nazanin.Hezar در خودکار آبی ۴ سال پیش - خواندن ۱ دقیقه آشپزخانه آری! کتابخانه...؟ #کتاب_یار_مهربان #فقر_فرهنگی #کتابخوانی #بخوانیم_و_بنویسیم