شیوا کاظمی در خودکار آبی ۴ سال پیش - خواندن ۴ دقیقه قصه دخترای ننه دریا یکی بود یکی نبودجز خدا هیچی نبودزیرِ این تاقِ کبود،نه ستارهنه سرود.عمو...
ali.heccam در خودکار آبی ۴ سال پیش - خواندن ۲ دقیقه آجیلِ مشکلگُشا نایلون دستهداری بیرنگ، روی اُپن جاخوش کرده بود که ...
ali.heccam در خودکار آبی ۴ سال پیش - خواندن ۲ دقیقه یک نفر از اعضای خانوادهای پنجنفره خانوادهای پنجنفره بودند که مدتی بود...
نرگس،جغدِ نویسنده!? در خودکار آبی ۴ سال پیش - خواندن ۱ دقیقه لحظه های قشنگِ کوچیک ! لحظه های قشنگ من اینا بودن:+ وقتی داشتم فیزیک میخوندم و نگام افتاد به...
لعیا ترحمی (سیمرغ) در خودکار آبی ۴ سال پیش - خواندن ۱ دقیقه دیوونه ی خنده هاتم:) آری! او دیوانه ی خنده های من بود!:)♡
صدرا در خودکار آبی ۴ سال پیش - خواندن ۲ دقیقه اعترافات یک عاشق ساقه سبز گاهی در پسِ رفتن تو، دیگر پُلی برای برگشت نمیماند.
Asi.m در خودکار آبی ۴ سال پیش - خواندن ۱ دقیقه امسال سال بلوا بود! چله ی تابستان هوا اطوار برداشته است!سابقه نداشته هوا اینقدر سرد باشد!د...
نفیسه خطیب پور در خودکار آبی ۴ سال پیش - خواندن ۱ دقیقه تپیدنِ جانانه سیخی چند؟ شب بود و صبح میخواستم فراموش کنم، هر چه هست.