Mr_maleklou در کاریزما ۱ سال پیش - خواندن ۶ دقیقه سکوتی میان غوغا بگویید پنجره نور را خبر کند!بگویید باد پرده خانه را تکان دهد!بگویید با...
🍂𝕬𝖚𝖙𝖚𝖒𝖓 𝕲𝖎𝖗𝖑🍂 در کاریزما ۱ سال پیش - خواندن ۳ دقیقه شهری در مغز من نامه ای به هر آن کس که بخواند... کمی بالاتر از میدان قلبم، پس از چهار...
Mr_maleklou در کاریزما ۱ سال پیش - خواندن ۱۳ دقیقه بازگشت به آگاهی نخستین از تردید تا شهود؛ از حس بیمعنایی در دل یک جهان بیکران، تا کشف آگاهی
Fatemeh- Gh در کاریزما ۱ سال پیش - خواندن ۱ دقیقه در کوچه خلوت منتهی به کوه - «چه چیزی انقدر بیقرارت کرده؟»صدا و تصویر آنقدر نرم و امن بود که بعد...
Mr_maleklou در کاریزما ۱ سال پیش - خواندن ۲۰ دقیقه تنها در برابر ابدیت کور من با تنهایی دیگر بیگانه نیستم؛ نه فقط آشنا، که همخانهاش شدهام. اگر...
Mahshid در کاریزما ۱ سال پیش - خواندن ۱ دقیقه یاس های آبی روزی تو خواهی آمد اما من که دیگر نیستم اشک می ریزی رشحه رشحه،اما من که...