فاطمهام.·۱۰ روز پیشفردا قراره دوستهامو ببینم!ان شاء الله فردا قراره برم دوستهای دبیرستانم رو ببینم یادگار شیرینی از اون سالهای دور یادمه! خیلی خوب یادمه! حتی اونموقعها هم به هم گفت…
دفتر خیال·۱۲ روز پیشنامه ای که دیر رسیدروایت نامهای که دیر رسید؛ خیلی دیر،داستانِ انتظار، عشق و قولی که حتی نبودن هم نتوانست فراموشش کند. 🌧️📖
دفتر خیال·۱۳ روز پیشعهدی که در باران بسته شد.قولی زیر باران، جدایی طولانی؛ دیداری دوباره که دوستی را زنده میکند و عهدشان را یادآور میکند
آرش رجب کردی·۱۷ روز پیشسیاست عشق مرگسالها فکر میکردم بعضی چیزها را اگر نادیده بگیری، خودشان کنار میروند. اما عشق و سیاست و مرگ اهل کنار رفتن نیستند. اینجا زندگی درگیر سیاس…
زهرا اعصامی یا همان الیزابت بنت👒🌻·۲۵ روز پیشمادر🖤🥀آه از این بهمن سرد و تاریکبهمنی که حایل شد میان من و تو تا روز قیامت ...عزیزِ از دست رفته ام امشب و در این ساعتِ خونین درست در شانزدهمین سا…
یک مرد تنها·۱ ماه پیشچرا نباید مثل دو تا آدم بالغ و عاقل طلاق بگیریمپول چرا اینقدر مهم و تاثیر گذار هستش چرا ملت وجدانش رو زیر پا میزارد چرا پدری که برای دخترش نتوانسته آینده ای حد اقلی درست کنه به خاطر پول…
امید الماسی·۱ ماه پیشعاشقانه ی اولمن چه بگویم که چو انسان شدمدر تب عشق تو پر از جان شدمبا شفق چشم تو ای آفتاب در تو گم و آدم شیطان شدمهر کسی از چشم شما جام خوردمست شد و سر ب…
بیتا حسینی نژاد·۲ ماه پیشپژواک در نمک و خواب.من، صدفی شکسته و نیمهشفاف، اکنون بر بسترِ خیسِ ساحل خفتهام، جایی که تلاقی ابدیت و زوال رقم میخورد. هر موج که مرا در بر میگیرد، زمزمهای…
خاکستری؛·۲ ماه پیشدختر تو...برای بار آخر خواهشی دارم ، می شود اینبار کنارش نگذاری؟همیشه به پایان داستانمان می اندیشیدم ولی تمام تصوراتم اهتمامی بیهوده بود برای نگه داش…
کمند...درهبوط درد·۲ ماه پیشمرگِ قاطعانهی تدریجی...انگشتانم کیبورد را لمس نمیکنند، چنگ میزنند! نمینویسند، زخم میزنند. مثل زبانم که امروز روحی را زخمی کرد....من یه عوضیم! و این حقیقت را ح…