شاید بهار·۶ روز پیشچت ممنوع!به پیشنهاد تراپیستم وارد فاز جدیدی از زندگی شدم؛تنها و مستقل زندگی کردن! (از نظر فکری و ارزشی)منی که دائم مشغول چت با دوستانم بودم و کوچیکت…
فاطمهام.·۱۰ روز پیشفردا قراره دوستهامو ببینم!ان شاء الله فردا قراره برم دوستهای دبیرستانم رو ببینم یادگار شیرینی از اون سالهای دور یادمه! خیلی خوب یادمه! حتی اونموقعها هم به هم گفت…
میم.سین·۲۱ روز پیشسکانسهایی از یک منِ ناگفتهمانده (۱۱)از اینکه قلبم با فکر کردن به تو میلرزه، میترسم اما «امیدوارم بدونی وقتی میگم یک عمر درد کشیدن فقط برای پیدا کردن نور وجودت ارزشش را داشت،
میم.سین·۲۲ روز پیشیادگیری، تنها چیزی است که ذهن هرگز نمیتواند از آن خسته شودبا اینکه میدانم به شکنجهکردن میماند، اما باید آنچه در سرم هست را بر روی برگه بریزم.نیاز است بگذارم افکار پرواز کنند. نمیخواهم مثل دیکتا…
میم.سین·۲۳ روز پیششعر: آدمی عیار بالایی داردممنون از الهام که هر از گاهی مَرا میخواند.بر کودکِ درونِ من دستِ نوازشی میکشد.و مرا میبوید.برایم کوتلتی لای نان میگذارد. با ریحان و…
مائده سادات·۲۵ روز پیشاگر بغلش کرده بودم چه میشد؟!نمیدونم چرا ذهنم یه هویی پرکشید سمت اون روز...بر اساس واقعیت با یکم بال و پر ادبی.
محمدرسول عزیزی·۱ ماه پیشهمه چیز با یه پیشنهاد ساده شروع شداز اول ماجرا بهتون بگم اشتباه نکنید این پست عاشقانه یا شکست عشقی و از این قبیل چیزا نیست، بلکه درمورد یه رفاقت ساده، جذاب اما کوتاهه.تقریبا…