غزل خیرخواه·۲ روز پیشنامهی ونگوکهعبنامه ی پایین،نامه ای از ونگوکه و من با خیلی جاهای حرفاش همزادپنداری کردم؛انگار که من نوشتمش!📖«نباید تصور کنی که من ایمانم سست شده است،…
شکیبا اسکاف·۳ روز پیششعر۱۴۰۵/۰۳/۰۲شعررقص واژهستبر مضراب خیالیجنونانگیزیاصخرهای کهسینهاشدر بلوغ گلی وحشیسرخ میشکافد.شعر شایدتو باشی
Mr.R·۴ روز پیشاز دکتر به مهندس!خدااسمم مهدیه.. ن اشتباه نگیرید! درواقع مهدی.. 👦من دهه هفتادیم. متولد سال ۱۳۷۶ که در یکی از شهرهای شمالی که اسمش بجنورد هست چشم به جهان گش…
آناپلو·۵ روز پیشخداروشکر نشد!تاحالا شده بگی خداروشکر نشد؟مثلا بفهمی کسی که ارزوشو داشتی یه سایکوپت قاتل روانی بوده!من از سن کم نوشتن رو یادگرفتم چون حرف نمیزدم.من مینوش…
میم.سین·۷ روز پیشچرا باید زندگینامهی خودمان را بنویسیم؟وقتی از ما خواسته میشود خودمان را معرفی کنیم، آنچه در مقابل دیگران به زبان میآوریم، بیشتر شبیه به قصهای است که بارها بازنویسی شده باشد .…
شکیبا اسکاف·۱۱ روز پیشزندگینامه۱۴۰۵/۰۲/۲۶#زندگینامهاگر قرار باشد زندگینامهام را بنویسم بیشک متن این زندگینامه من نیستم. متن این زندگینامه کشوری خواهد بود که در سال…
Sada·۱۷ روز پیشآنچه گذشت🎨 شماره سهامروزم گذشت. بالاخره دیدیمش . خودم و آماده کرده بودم تا هر چیزی ببینم. نمیدونستم اون لحظه چه واکنشی میدم. قبل از اینکه بیایم خونشون، تو ذهن…
میرزا·۲۱ روز پیشبه تو ای عزیزِ آزاداز منِ غریبِ در بند چهنیاز است به سلام.چه سلامی به عزیز هم غروبم،ما که همبند و غریبیم.ما که صبح با هم از مرگ میآییم. ما که هر روز مثل اب…
شکیبا اسکاف·۲۲ روز پیشزندگینامه نویسی۱۴۰۵/۰۲/۱۵۱- من خوش شانسم که مادرم مرد پیش از آنکه بدانم چقدر برای بودنم به او مدیونم و هرگز ترس از دست دادنش را نداشتم چون خیلی زود به غم…
Sada·۲۳ روز پیشآنچه گذشت/۲روزهای کودکی پر از هیجان انتخاب شغل و پیدا کردن آرزو ها میگذشت. از روزی که بعد انجام بازی های کامپیوتری تصمیم میگرفتم فضا نوردبشم تا زمانی…