jack·۵ ساعت پیشاین که زاده آسیایی و صبحونه ات شده سیگار و چاییالان انیمیشن memoirs of a snail رو دیدیم که باعث شد دوباره کرم نوشتن توم روشن بشه. یه چندوقتیه که واقعا حس میکنم «فارسیم کیلی کیلی کم». امر…
مربای زردآلو·۱۰ روز پیشپدری که نبوددر مورد فیلمsentimental value زیاد نوشته اند، اما یک صحنه در فیلم بود که اتفاقا صحنه ی خاصی هم نبود، جایی که پدر داستان که قصد ترمیم رابط…
مبین نجفی·۱۸ روز پیشزمستونِ سیگاریدر سرمای سوزناک زمستانخسته و عریانکنار برفهای سرد خانهامآرام و بیصدا نشسته بودمهمه فکر میکردند دیوانهاماما داغهای دلم چنان زیاد…
مجید نهازیدروارون·۲۱ روز پیشسیب نشُسته، یک نخِ سیگارسیب نشُسته، یک نخِ سیگاروقتی با هزار بدبختی خوابم می بره، حداقلِ حداقلِ حداقل، اگه یه خواب خوب نبینم، ترجیح می دم پشت پلکام، تا ابدیتِ ابدی…
نوید فرجی·۲ ماه پیشرفیق جوگیراین ماجرایی که تعریف میکنم مال تابستان سال ۱۳۹۰ میباشد که اون سال من و رفیقام ۱۸ ،۱۹ ساله بودیم.یکی از دوستانم به نام میلاد تازه گواهی نامه…
فاطمه نظرزاده·۲ ماه پیشتونل دودیکلاس ادبیات تمام شده بود . کلاس بعدی ام در ساختمان دیگری برگزار میشد . از بلوک آموزشی که بیرون آمدم بوی سیگار به دماغم خورد. دستم را جلوی ص…
بابک اشکانیان·۲ ماه پیشسیگاری که مرا خاموش کردحواسم نبود…میگفتند بعد از سیگار، باید پوکهاش را بیرون بیندازم، اما من، خودم را انداختم…جوانیام را، رؤیاهایم را، غرورم را، همه را با دوده…
سیروس·۲ ماه پیشرهاییوداع آخر با خاطرههاکنار پنجرهام،باران در دوردستها میبارد.سیگاری روشن میکنم —نه از عادت، از دلتنگی.از بستهای که جا گذاشتی، یکی برداشتم…