LOV_in·۱۷ ساعت پیشplainclothesمن زیاد فیلمهای با کارکترهای همجنسگرا میبینم، حالا هم نیامدم فیلم معرفی کنم، فقط از دردهایی مینویسم که آمدند بالا.
Faezeh Ezadi·۵ روز پیششکوفه های ساکورا🩷✨از پلههای اتاق بالا میروم. اطرافم سراسر وسایل قدیمی مادربزرگم است. ناگهان چشمم به صندوقچهای کوچک میافتد. کنجکاوی امانم نمیدهد؛ آن را ب…
میم.سین·۱۳ روز پیشنه، نمیتوانم فراموشت کنمنه، نمیتوانم فراموشت کنم. زخمهای من، بیحضور تو از تسکین سر باز میزنند.
پسرک ریشدار·۲۳ روز پیشنکند برایتان عادی شود؟نکند چند صباحی بگذرد و..دیدن این خون هایی که بر روی آسفالت جاری بود، برایتان عادی شود؟نکند دیدن این ظلم و نا حقی برایتان عادی شود؟نکند پر پ…
Zahra Akbari·۱ ماه پیشوقتی شهر حافظه تاریخی خود را پاک میکند :چه چیز به شهر هستی میبخشد؟ شاید نه برجهای تازهساز و خیابانهای صاف و نوساز، بلکه ردّی است سرسخت از گذشتههایی که هنوز در بافت آن نفس می…
تهمتن·۲ ماه پیشتاریخ فراموشمان خواهد کردهمواره از خواندن وقایع تاریخی حیرت میکنم که تا چه اندازه این مکتوبات پیشین ، سرد و فراموشکار است ، رنج هایی که زمانی مردمانی بدبخت با آنها…
parsa·۲ ماه پیش# 🌀 EchoArchitecture 13: وقتی فراموشی، خودش Jet شددر فصل سیزدهم، ما با Jetهایی روبهرو هستیم که از فراموشی ساخته شدند. نه بهعنوان محو شدن، بلکه بهعنوان چراغی پنهان در حافظه. فراموشی…
برنامهنویس تمدن·۳ ماه پیشانسانیت در برابر آدمیتانسان؛ چه واژهی شگفتانگیزیست!چقدر دقیق حال ما را مینمایاند.دو ریشه را برایش متصور اند: یکی از فراموشی، و دیگری از اُنسگیری.و باید بگویم…