zeinab beigi·۵ روز پیشآن خانهی دوطبقهی آجریترامپ، ناوهای جنگیاش را به آبهای ما آورده و این یعنی جانهای ما در خطرند. وقتی جانهای ما در خطرند، مثل حالا و آن جنگ دوازدهروزه، برای ی…
مسافر لحظه ها·۷ روز پیشبوی قهوهامروز پنجره را باز کردم.بوی قهوه آمد.شاید یک کافه در نزدیکیمان باز شده.لباس پوشیدم که بیرون بروم شاید کافه را پیدا کنم.حدسم درست بود.یک کاف…
نگار:هزارتوی شب·۸ روز پیشاو دلیلی برای زنده ماندن نداشتهوا سرو وبی رحم بود صدای زوزهی باد در هوا و خیابان ها آمیخته بودکمتر کسی در خیابان بوددست درون جیب پالتویش کرددستپاچه بود و کمی مظطرببه سم…
یاسین عبداقی·۱۰ روز پیشداستان اول قسمت پنجمبرای اینکه بخوام لطف حاج محمد جبران کنم تصمیم گرفتم باهاش به مسجد برم موقع نماز کم کم دیگه عادتم شده بود و ۳ بار هر روز برای نماز به مسجد م…
یاسین عبداقی·۱۲ روز پیشداستان اول قسمت سوموقتی پیرمرد با سینی چایی از آشپزخانهای که با دری آبیرنگ از سالن جدا میشد آمد، گفت: «چایی رو بخور؛ این هم پول کتابات.» بعد ۱۰ تومن هم از…
یاسین عبداقی·۱۳ روز پیشداستان اول قسمت دومدر از دستم ول شد ، دوباره در بسته شد کل بدنم شل شده بود می خواستم بیوفتم روی زمین ولی به سختی سرپا ایستاده بودم و رفتن سوفیا رو تماشا می کر…
Amir·۱۹ روز پیشکافه یا اتاق خودت ؟من عادت کردم روزامو تنهایی سپری کنم یادمه قبل این اتفاقا (خودت میدونی کدوم اتفاقا !) آخر هفته بود تصمیم گرفتم برم کافه و سیستم و باخودم برد…
Menzu·۱ ماه پیشچرا منو دیجیتال رایگان نمیسازی؟این سوال خیلی ساده است. واقعا چرا منو دیجیتال رایگان نمیسازی؟ امروز تعداد کافهها و رستورانها مدام در حال رشده و تو شهرهای مختلف، همه با…
عالمه میری سیدخیلی·۲ ماه پیشپاییزتموم قشنگیهای دنیا خلاصه شده تو پاییز... برگهای زرد و نارنجی، نمنم بارون، کتاب خوندن تو کافۀ همیشگی، قدم زدن و آهنگ گوش دادن... اونجا که…