نویسنده ای در حرم سکوت·۲ روز پیشنجات(بخش اول)غروب بود. نور طلایی پاییز از پنجره بزرگ پذیرایی به درون میخزید و روی قالی دستباف کرمان، کنار سایههای دراز مبلمان طرح ویکتوریا میافتاد.م…
لوس آلو مه ( مغز و بدن له شده انسان معاصر چه صدایی میدهد؟ )·۹ روز پیشروایتِ «قلمشکستگانِ آوارباز»نه تو مانی و نه من
عالمه میری سیدخیلی·۱ ماه پیشپاییزتموم قشنگیهای دنیا خلاصه شده تو پاییز... برگهای زرد و نارنجی، نمنم بارون، کتاب خوندن تو کافۀ همیشگی، قدم زدن و آهنگ گوش دادن... اونجا که…
Ards·۱ ماه پیشکافه لیاباران از سپیده دم شروع شده بود؛ ریز، آرام و وسواسی. خیابان خیس بود و سنگفرشهای جلوی کافه زیر نور تیر چراغ برق مثل چشمهای خستهی آدمها بر…
الهام·۱ ماه پیشچرا ؟؟؟چرامن ؟یک جمله سوالی البته شاید گاهی تعجبی باشد که بارها و بارها آن را شنیده ایم و یا خودمان به زبان آورده ایم. چرا من این مشکل را دارم؟، چ…
احمدرضا مخبری·۲ ماه پیشتولید ظروف چوبی رستورانیآخرین باری که در کافهای نشستید و غذایتان را روی یک تخته چوبی زیبا سرو کردند، چه حسی داشتید؟ احتمالاً قبل از اولین گاز، گوشیتان را درآورده…
بداهه آمیز·۲ ماه پیشپاییز قسمت ۴تقریبا ساعت یک بعد از ظهر بود.خیلی وقت بود که منتظرش نشسته بودم.اگر با احتساب روز های قبلی حساب کنیم این دهمین روزی است که او نمیخواد سر قر…
فاقد رنگ·۲ ماه پیشفاصله دنیای تو از کناریت چقدره ؟ ...ساعت یازده صبح بود و من رفتم نزدیک ترین کافه تا قهوه بخورم. کافه کوچک بود طوری که مکالمه ادم های توش شنیده میشد. دو جوون کنارم داشتن صحبت…
رها زاهدی·۲ ماه پیشروز اول عیدبرای این عید برنامهریزی خاصی نکردم. فقط گفتم سعی کن به رژیم و ورزشت پایبند باشی و بهت خوش بگذره و خیالت راحت باشه که حسابی استراحت کردی. ر…
مسعود سلطانی·۲ ماه پیشقهوه یا جوجهیه روز عصر تصمیم گرفتیم با جوادی ( جواد اسمشه فامیلیش نیستا ) بریم یه کافه جدید که تازه باز شده بود. من رانندگی میکردم، جوادی هم مسئول لوک…