Faezeh Khosravi·۱۴ روز پیشخاطرات شهر لرزان( قسمت ۱)گاهی جنگ از خیابان آغاز نمیشود؛ از نقطه ای آغاز میشود که همیشه برایت امن ترین جای جهان بوده است.
Mostafa Seyedabadi·۲۳ روز پیشپشت فنسهای سوگ؛ روایتی از آدمی زادی ،( بم - 1382)پیشدرآمدزلزله بم برای ما، برای گروهی از دانشجویان داوطلب، پیش از آنکه یک رویداد خبری باشد، یک «گسست زمانی» بود. لحظهای که زندگی، در یک آن…
سجاد وهابی·۱ ماه پیشنامگذاری محله: روایت فرد از جامعه و خوداولین بار که وارد محله اصفهان (ایران گاز) قزوین شدم، صدای بچهها و ماشینها در هم میپیچید، ساختمان ها عمدتا فرسوده و نما ها ترک های عمیقی…
Mantra·۱ ماه پیشمن یک بازنده ن/ه.... ستم«این نجواها با تمامِ قلبم، سهمِ دلهای شکستهای که در اوجِ باران، ایستادند و ادامه دادند.»
شاهزاده خاکستری·۵ ماه پیشدیوارهایی که بدون سیمان ساخته میشوندروایتی شخصی از ورق زدن یک آلبوم ذهنی؛ رابطهای که از جنگ شروع شد، با بیاعتمادی ادامه پیدا کرد و به فهمی تلخ اما رهاییبخش رسید.
فرزاد ناصحیدربهزیستی روانشناختی·۵ ماه پیش«امضایِ تابآوری: وقتی پیچخوردگیها مایهٔ شکوه میشوند»فرآیند تفرد نه در همسویی با الگوهای ازپیشتعیینشده، بلکه در توانایی روان برای تبدیل تضادها، زخمها و فشارهای محیطی به ساختاری منحصربهفرد…
لِوانا·۱ سال پیشدستهایی که هنوز خستهاندمقدمه:گاهی آنقدر نقشهایمان سنگین میشود که دیگر صدای خستگیمان را هم نمیشنویم.این نوشته، روایت خستگیِ زنیست که میان بودن برای دیگران، خ…
آذرزاد·۱ سال پیشاگر دوباره متولد میشدمگاهی «تولد دوباره» فقط یک استعاره نیست، بلکه زخمی واقعیست که باید دوباره با آن زندگی کنی. این نوشته، قصهی من است؛ از زندهشدن پس از مرگ،…