شاهزاده خاکستری·۲ ماه پیششبهایی که ذهنم نمیخوابدگاهی لازم نیست بهزور بخوابیم؛ لازم است گوش دهیم. بدن، ذهن و روح — هرکدام در زمان خودشان بیدار میشوند.
لِوانا·۶ ماه پیشدستهایی که هنوز خستهاندمقدمه:گاهی آنقدر نقشهایمان سنگین میشود که دیگر صدای خستگیمان را هم نمیشنویم.این نوشته، روایت خستگیِ زنیست که میان بودن برای دیگران، خ…
آذرزاد·۷ ماه پیشاگر دوباره متولد میشدمگاهی «تولد دوباره» فقط یک استعاره نیست، بلکه زخمی واقعیست که باید دوباره با آن زندگی کنی. این نوشته، قصهی من است؛ از زندهشدن پس از مرگ،…
آزاد حلوی·۹ ماه پیشپدیدارشناسی توصیفی هوسرل و پدیدارشناسی هستیشناختی هایدگر: تأملی فلسفی با تأکید بر کاربرد در رواندرمانیاین مقاله نشان میدهد که چگونه اصول پدیدارشناسی توصیفی یا هستی شناختی بهگونهای متفاوت در حوزهی رواندرمانی بروز مییابند.
علیرضا اسکندری - Alireza Eskandari·۹ ماه پیش🚦 کوله پشتی ۱۴۰۳ :: چراغ قرمز با ثانیهشمار خرابکوله پشتی نوشتن برای چیزایی هست که امسال با خودت به سال بعدی میبری یا نمیبری و تلنگری برای بهتر زیستن است.
aysan.zarfam·۲ سال پیشانجامش بدهسوسیس داغ، کاملا آغشته به سس قارچِ کمی تند و خردلی ملایم بود. در میانه سوسیس، پنیر گودا در حرارت کاملا آب شده بود و ترکیب طعمی عالی با سوسی…
ملیکا اجابتیدرنویسندهای که تو باشی·۲ سال پیشیک موقعیت، دو زماندختر پشت میز گفته بود روزهای فرد، ساعت چهار تا هشت مسئول تغییر مربی تو آموزشگاه هست. گفته بودم ولی به خواهرم فقط ساعتش را گفتید!با خونسردی…
سجاد محنتی·۲ سال پیشخستگی، انتحار و ویولونزنی تا بهشت!بدون خطر لورفتن داستان؛ اسم بعضی رمانها را باید «رمان سحرگاهی» گذاشت؛ از آنهایی که ابتدای نیمهشب دست میگیری و آفتاب نزده یا با ورود...
سید خانوم·۲ سال پیشبچه بی مسئولیت تربیت نکنروزانه در باشگاه اتفاقات مختلفی پیش میآید که میتوان از هرکدام چند صفحهای نوشت، مثل اتفاق امروز.خانم 37سالهای که 2 فرزند 13 و 9 ساله دا…