Sada·۱۷ ساعت پیشبازگشت ریشههادقیقا ۴ روز پیش یعنی ۲۱ خرداد، هجدهمین روز مطالعاتی من بود، مادربزرگم بالاخره برگشت پیش ما
فائزه حسینی·۴ روز پیشوقتی پیچک ها قصه میگویندیادم میآید، در حیاط خانه مادربزرگ، دیوارهای آجری مثل یک بوم نقاشی بودند که پیچکها با دستان سبزشان، منظرهای زنده و همیشه در حال تغییر روی…
ᵈᵒᶻʰᵃᵐ·۷ روز پیشپَناهکنار مادربزرگ می نشینم و زل میزنم به استکان دمنوشی که جلویم گذاشته.این دمنوش از همان هاست که آدم می فهمد فقط با یک نوشیدنی معمولی طرف نیست؛…
نرگس مشهدی·۷ روز پیشبوی عودوچای،پناهگاه امن مابوی عود و چای؛ پناهگاه امن مایادم هست، عصرها که خورشید داشت کمکم پشت کوهها پنهان میشد و آسمان به رنگ پرتقالی ملایمی در میآمد، وقتِ رفتن…
Celien·۱ ماه پیشعذر می خواهم، شما بار چندمتان است که زندگی می کنید؟همه ی ما اولین بار است که در این دنیا زندگی می کنیم
Aramis Dried Fruit میوه خشک آرامیس·۱ ماه پیشآخ آخ! پسته مخلوط خونه مادربزرگ، یه دنیا خاطره. خونه مادربزرگوحید، یادته اون روزها که کنار سماور مادربزرگ، یه کاسه پر از پسته بود و هر دونهاش طعم یه خاطره رو داشت؟ ما این حس ناب رو دوبا…
افکار ناتمام من·۱ ماه پیشخوابی از کودکیدیشب خاطره هایم را خواب دیدم توی خواب هنوز کودک بودم ، هنوز قدم کوتاه بود و درختان برایم بزرگ و آسرار امیز. در خواب باد ملایمی به صورتم می…
Ayhan Kurd·۲ ماه پیشرازهایی که مادربزرگها بهت میگن ولی باور نمیکنی! 👵🤫«اگه مادربزرگت این حرفها رو زد، یعنی واقعاً نگرانته! 😂۱. “بچهها، من دیگه زود پیر میشم…” (ترجمه: زودتر برید خونه، درو قفل کنید!) 🏃♂️🚪۲…
حسام بصیرزاد·۴ ماه پیشپیر شدن <واقعا> ترسناکه؟بچهتر که بودم فکر میکردم بزرگ که بشم دنیا قشنگتر میشه. راستش الان هم منتظرم پیر بشم.
سالار چایچی·۴ ماه پیشهر چیز که میخواستم دارم، فقط...همه کتابهایی که میخواستم دارم، فقط...یک ذهن خالی کم دارم. کمی فکر کمدغدغه نیاز دارم که شب و روزش به خاطر کمبود مال و ثروت و بدهکاری همیش…