سیما دهقانپور·۸ روز پیشسقف اتاقم ۲ تا ترک بزرگ و ۳ تا ترک ریز دارهنمیتوانم تحقیقم را بنویسم. نمیتوانم فکرم را متمرکز کارهایم کنم. نه اینستاگردی میکنم و نه کاری دیگر. رک بگویم، در بطالتگذرانی بی حد و…
سیما دهقانپور·۱۰ روز پیشاز زمین به بهشتندا فکر کنم باید برایت بنویسم. تویی که 10 روز دیگر عروسیات هست و خودت نیستی. دوستت داشتم دوست عزیز دوران راهنمایی. با تو بسیار همخنده و ه…
سیما دهقانپور·۱۲ روز پیشخسته از خستگیصدای گنجشکها بلند شده. باز هم دیر خوابیدن، باز هم احتمالن دیر بیدار شدن. پرسههای بیمورد در اینستاگرام، کتابی که دوست دارم تمامش کنم و بع…
سیما دهقانپور·۱۳ روز پیشمثل این روزها در آتشبسم با غمامروز سفره دلم را پیشش باز کردم. گفتم دیگر از دست خودم خسته شدهام. اینکه غصهی هر چیزی را بخورم و بدنم در مقابلش واکنش نشان بدهد چیزی نیست…
سیما دهقانپور·۲ ماه پیشخواستم، نشدخواستم که خویش را به خیشِ بیخیالی ببندم. ولی هیچ رقمه نمیشود در خاورمیانه زندگی کنی و خیالت آسوده بماند. حالا سالهاست که بسته شدم به خیش…
سیما دهقانپور·۲ ماه پیششرایط جنگی پامو به اینجا باز کردبیشتر از دو سال میشود که نه پایم را اینجا گذاشتهام و نه پستی منتشر کردهام. آمدنم به ویرگول پیشنهاد «شاهین کلانتری» در سالهای دور برگزاری…
سیما دهقانپور·۳ سال پیشبرای لیلا / «شاید بهشت»شاید این یکی از نامه های کشف شده ی مجنون به لیلا باشد. :).نامه ای پر از تکرار نامت مینویسم لیلا، مینویسم نامت را تا بدانی همین یک نام تو ب…
سیما دهقانپور·۳ سال پیشبیا خطر کنیم!/«شاید بهشت»عزیزم...حالمان خوب است؛ البته بیشتر از اینکه سرمستان خوبی باشیم ادامه دهنگانِ لاجرم خوبی هستیم.می دانم نگرانی، نگران اینکه مبادا جسارتمان ک…
سیما دهقانپور·۴ سال پیش«آدم نباشیم» / بخش دوم: آنچه «درد» به شما میدهد!گزارش دوم من در مرکزی حاصل شد که در آن به التیام مشکلات جسم می پرداختند، «بیمارستان».مریض خانه ها مرا با«درد» آشنا کردند البته که بین درد ج…
سیما دهقانپوردرتابستان·۴ سال پیش« آدم نباشیم » / بخش اول: دین هامن فکر میکنم بیان عقاید شاید گاهی فلسفی در قالب یک روایت می تواند در تاثیر گذاری و البته ساده تر شدن آن کمک کننده باشد.مدتی پیش تصمیم گرفتم…