سیما دهقانپور·۱۳ ساعت پیشخواستم، نشدخواستم که خویش را به خیشِ بیخیالی ببندم. ولی هیچ رقمه نمیشود در خاورمیانه زندگی کنی و خیالت آسوده بماند. حالا سالهاست که بسته شدم به خیش…
سیما دهقانپور·۳ روز پیششرایط جنگی پامو به اینجا باز کردبیشتر از دو سال میشود که نه پایم را اینجا گذاشتهام و نه پستی منتشر کردهام. آمدنم به ویرگول پیشنهاد «شاهین کلانتری» در سالهای دور برگزاری…
سیما دهقانپور·۳ سال پیشبرای لیلا / «شاید بهشت»شاید این یکی از نامه های کشف شده ی مجنون به لیلا باشد. :).نامه ای پر از تکرار نامت مینویسم لیلا، مینویسم نامت را تا بدانی همین یک نام تو ب…
سیما دهقانپور·۳ سال پیشبیا خطر کنیم!/«شاید بهشت»عزیزم...حالمان خوب است؛ البته بیشتر از اینکه سرمستان خوبی باشیم ادامه دهنگانِ لاجرم خوبی هستیم.می دانم نگرانی، نگران اینکه مبادا جسارتمان ک…
سیما دهقانپور·۴ سال پیش«آدم نباشیم» / بخش دوم: آنچه «درد» به شما میدهد!گزارش دوم من در مرکزی حاصل شد که در آن به التیام مشکلات جسم می پرداختند، «بیمارستان».مریض خانه ها مرا با«درد» آشنا کردند البته که بین درد ج…
سیما دهقانپوردرتابستان·۴ سال پیش« آدم نباشیم » / بخش اول: دین هامن فکر میکنم بیان عقاید شاید گاهی فلسفی در قالب یک روایت می تواند در تاثیر گذاری و البته ساده تر شدن آن کمک کننده باشد.مدتی پیش تصمیم گرفتم…
سیما دهقانپوردرتابستان·۴ سال پیشآنچه خوکار با چشم می کند !من سالهاست که می نویسم، از زمانی که خواندن و نوشتن را یاد گرفتم، از زمانی که بابا آب داد و من مدادم را ناشیانه روی کاغذ خط دار دفتر جلد سین…
سیما دهقانپور·۴ سال پیشمجموعه نامه های«شاید بهشت»/نامه ی اول:سیب گاز زدهشبیه خروش رودهای سیل زده ی افسار گسیخته، شبیه سیب گاز زده ی باغ پدربزرگ و شبیه همین نوشته پایان نامعلوم در دوست داشتن تو پر از شکم.پر شکم و…