... گفتنی ها کم نیست! https://t.me/+hKyEgF9xGn0wN2I0 پستهای ... در انتشارات نامـهای به تو که نمیخوانی سایر پستها در ویرگول ... در نامـهای به تو که نمیخوانی ۱ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه به تو که نمیخوانی در نیمه شبی زوزه ی گرگی اگر بیدارت کرد ، آن منم ؛ که در سوگ خورده مو ه... ... در نامـهای به تو که نمیخوانی ۲ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه عشق را اَز تو آموختم «عشق را از تو آموختم»عشق ، فریاد ِ رسوایی من بود . اینکه إِذعان کردم... ... در نامـهای به تو که نمیخوانی ۲ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه بی آنکه بدانی مثل رقص دود سیگار در خلأ ، می رقصیدی . آرام و بی صدا ، و بی جهت . بوی... ... در نامـهای به تو که نمیخوانی ۲ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه به تو که نمیخوانی در تو مادری می بینم که دست کودکمان را در دست گرفته و با او شعر جدیدی ک... ... در نامـهای به تو که نمیخوانی ۳ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه اسمت را به من بگو اسمت را به من بگو ،تا روی کاغذ کاهی آن را بنویسم و تماشایش کنم . و ببی... ... در نامـهای به تو که نمیخوانی ۱۱ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه برای تو که نمیخوانی ... ... در نامـهای به تو که نمیخوانی ۱ سال پیش - خواندن ۱ دقیقه برای تو که نمیخوانی « یک روز معمولی »نزدیکای رفتن بود ، مثلِ همه روزای عادی اماده بودم که... ... در نامـهای به تو که نمیخوانی ۱ سال پیش - خواندن ۱ دقیقه شب های بیهودگی .. ... در نامـهای به تو که نمیخوانی ۲ سال پیش - خواندن ۱ دقیقه گمشده ات در زمان هزار و سیصد و پنجاه بود ، تو نبودی و من ، گمشده بودم توی زمان ، پنجاه... ... در نامـهای به تو که نمیخوانی ۲ سال پیش - خواندن ۱ دقیقه نامه بدون پایان ۲ هنوز معتادم ؛ به شب بیداری، خالی کردن پاکتای بهمن، خوردن عرق میهن . ل... ‹ 1 2 ›
... در نامـهای به تو که نمیخوانی ۱ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه به تو که نمیخوانی در نیمه شبی زوزه ی گرگی اگر بیدارت کرد ، آن منم ؛ که در سوگ خورده مو ه...
... در نامـهای به تو که نمیخوانی ۲ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه عشق را اَز تو آموختم «عشق را از تو آموختم»عشق ، فریاد ِ رسوایی من بود . اینکه إِذعان کردم...
... در نامـهای به تو که نمیخوانی ۲ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه بی آنکه بدانی مثل رقص دود سیگار در خلأ ، می رقصیدی . آرام و بی صدا ، و بی جهت . بوی...
... در نامـهای به تو که نمیخوانی ۲ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه به تو که نمیخوانی در تو مادری می بینم که دست کودکمان را در دست گرفته و با او شعر جدیدی ک...
... در نامـهای به تو که نمیخوانی ۳ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه اسمت را به من بگو اسمت را به من بگو ،تا روی کاغذ کاهی آن را بنویسم و تماشایش کنم . و ببی...
... در نامـهای به تو که نمیخوانی ۱ سال پیش - خواندن ۱ دقیقه برای تو که نمیخوانی « یک روز معمولی »نزدیکای رفتن بود ، مثلِ همه روزای عادی اماده بودم که...
... در نامـهای به تو که نمیخوانی ۲ سال پیش - خواندن ۱ دقیقه گمشده ات در زمان هزار و سیصد و پنجاه بود ، تو نبودی و من ، گمشده بودم توی زمان ، پنجاه...
... در نامـهای به تو که نمیخوانی ۲ سال پیش - خواندن ۱ دقیقه نامه بدون پایان ۲ هنوز معتادم ؛ به شب بیداری، خالی کردن پاکتای بهمن، خوردن عرق میهن . ل...