~گربه فروشی خانم لوبیا~ در نامـهای به تو که نمیخوانی ۲ سال پیش - خواندن ۱ دقیقه دلم برات تنگ نشده... خاطره ای ، خاطره ای ، خاطره ای...
نامه های علی و زری در نامـهای به تو که نمیخوانی ۲ سال پیش - خواندن ۱ دقیقه نامه صدو پانزده ( وقتی مریضی ... ) علی قشنگم سلاملانگ دیستنس رو پذیرفتیم چون راه دیگه ای نداشتیم وگرنه کی...
Betty در نامـهای به تو که نمیخوانی ۲ سال پیش - خواندن ۳ دقیقه کمرنگ،بیرنگ به نظرم به دنیا اومدنمون دست خودمون نیست حداقل مرگ رو خودمون به دست ب...
مبینا:) در نامـهای به تو که نمیخوانی ۲ سال پیش - خواندن ۱ دقیقه فکر کردن به آدم فراموش کار 🤍✉️ میدونی بقیه راجبت چیا میگن ؟میگن اون دیگه رفت و فکر برگشتن نداره .بهم...
Supernova در نامـهای به تو که نمیخوانی ۲ سال پیش - خواندن ۲ دقیقه نامهی هجدهم. لئاندروی خوب من،مدتی میشد که برایت نامه ننوشته بودم، اما امشب احساس کر...
رِض. در نامـهای به تو که نمیخوانی ۲ سال پیش - خواندن ۱ دقیقه نامه بدون پایان ۲ هنوز معتادم ؛ به شب بیداری، خالی کردن پاکتای بهمن، خوردن عرق میهن . ل...
RYRA در نامـهای به تو که نمیخوانی ۲ سال پیش - خواندن ۳ دقیقه همه چیز بیهوده است مامان همه چیز بیهوده است مامانلاک مورد علاقه ام را زدمغذای مورد علاقه ام را...
مبینا:) در نامـهای به تو که نمیخوانی ۲ سال پیش - خواندن ۱ دقیقه توقلب و وجودم خونه کردی💊! شاید ندونی ، ولی من هنوز که هنوزهآخرِ شبا عکسهایی که باهم گرفتیم رو نگ...
نامه های علی و زری در نامـهای به تو که نمیخوانی ۲ سال پیش - خواندن ۳ دقیقه ولنتاین چهارم ۱۹ سال پیش در چنین روزی فرهاد درب اتاق ۱۰۶ بلوک ۱۰ خوابگاه برادران رو...