این افراد انتشارات نامـه‌ای به تو که نمیخوانی را دنبال می‌کنند:

نویسنده و برنامه نویس
احساس سوختن به تماشا نمی‌شود؛ آتش بگیر، تا که بدانی چه می‌کشم
ریاضی خوانده‌ی ادبیات دوست
نابغه میلیاردر خوشگذران
طلبه، نویسنده، محقق و مدرس
[تکرار غریبانه‌ی روزهای آنه سرانجام این‌گونه گذشت...]
میبینی؟ آرامم..آرام تر از نبض یک مرده(:
در این مکان انسانی می‌زیستد
باشد که سانسور برایمان عادی نشود
یه آدم دلتنگ...
دختری که از روز های زنده و مرده اش مینویسد...✨️ چنل تلگرام: @Dokhtarak_Nevisandeh
دانشجوی زبان انگلیسیم اما دستی در نوشتن دارم؛ داستان های کوتاه و متن های تک صفحه‌ای:)
آقای هـ هستم، بیشتر می خونم تا بنویسم. شاید هم نوشتم بستگی به حس و حالش داره.
عیبست بزرگ برکشیدن خود را از جمله خلق بر کشیدن خودرا
و من ؛ به زیبایی، حقیقت را کتمان می‌کنم... . . میفهممت، اما بیا بازم بخندیم... باشه؟
یادگار هستم. یادگار عبدی. نمی دونم چرا اینجام ولی دانشجو معماری هستم در تبریز...
نویسنده / دلنوشته نویس
ayE
«شاید روزی از نوشتن برای همیشه منصرف شوم.. اما امروز هنوز قلم از آنِ من است.»
عمیق در آن تاریکی خیره شده، مدتها ایستادم؛ شگفت‌زده، ترسان، شکاک، رؤیاهایی می‌دیدم که هیچ بشری پیش از این جرأت دیدنشان را نداشت.
می‌نویسم تا نفس‌هایم، حقیقتِ نهفته در جهان را لمس کنند...
واسئل خیالک: هل کان یعلم ان طریقک هذا طویل؟
زرد خواهم ماند...✨️
شاید ماجرا همین بود.من فریاد میزدم و انها سکوت میشنیدند
به دنبال اتصال نقطه ها ...
حیاتی مخفی از آنچه زیست می کنم
بازی با کلمات یا احساس..؟
در تلاش برای یافتن دلیل