پستهای مرتبط با نویسنده تعداد کل پستها: ۱۱ سایر پستها با این تگ در ویرگول ناصراعظمی :نویسنده در داستانکده ۲ ماه پیش - خواندن ۲ دقیقه شیپور جنگ داستان کوتاه : شیپور جنگنویسنده: ناصراعظمیدستپاچه گوشیاش را جواب داد... ناصراعظمی :نویسنده در داستانکده ۲ ماه پیش - خواندن ۶ دقیقه کارمند بوی تخممرغ فاسد، قهوه و چای، تمام ساختمان ادارهی آب استان را فراگرفت... ناصراعظمی :نویسنده در داستانکده ۴ ماه پیش - خواندن ۲ دقیقه شب ملال در گوشهی تاریک جهان خود، دراز کشیده بود.زمان به کندی هرچه تمامتر می... ناصراعظمی :نویسنده در داستانکده ۴ ماه پیش - خواندن ۱۰ دقیقه شهر سایه ها نقاشی :هانیبال الخاص[شهر سایه ها.][نویسنده: ناصراعظمی ][زمستان :۱۴۰۴..... ناصراعظمی :نویسنده در داستانکده ۸ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه ساعت پدربزرگ پاییز زیباساعتِ پدربزرگ....امروز نزدیک به یک سال از مرگ پدربزرگ میگذر... ناصراعظمی :نویسنده در داستانکده ۸ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه مردی که صدای مرده ها میشنید 🌙 مردی که صدای مردهها را میشنید مدتی بود کرایهخانهها سر به فلک کش... ناصراعظمی :نویسنده در داستانکده ۱۱ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه نفرین کاکل زری هرجا باد می وزد چشم بد هم می وزید..... ناصراعظمی :نویسنده در داستانکده ۲ سال پیش - خواندن ۱ دقیقه کوه درد کوه درد داستان کوتاهی از ناصراعظمی...... ناصراعظمی :نویسنده در داستانکده ۲ سال پیش - خواندن ۲ دقیقه فصل کلاغ ها داستان کوتاه فصل کلاغ های سیاه .نویسنده :ناصراعظمی ناصراعظمی :نویسنده در داستانکده ۲ سال پیش - خواندن ۱ دقیقه رأی داستانک رای یک داستان اماواقعیت.زندگی است ‹ 1 2 ›
ناصراعظمی :نویسنده در داستانکده ۲ ماه پیش - خواندن ۲ دقیقه شیپور جنگ داستان کوتاه : شیپور جنگنویسنده: ناصراعظمیدستپاچه گوشیاش را جواب داد...
ناصراعظمی :نویسنده در داستانکده ۲ ماه پیش - خواندن ۶ دقیقه کارمند بوی تخممرغ فاسد، قهوه و چای، تمام ساختمان ادارهی آب استان را فراگرفت...
ناصراعظمی :نویسنده در داستانکده ۴ ماه پیش - خواندن ۲ دقیقه شب ملال در گوشهی تاریک جهان خود، دراز کشیده بود.زمان به کندی هرچه تمامتر می...
ناصراعظمی :نویسنده در داستانکده ۴ ماه پیش - خواندن ۱۰ دقیقه شهر سایه ها نقاشی :هانیبال الخاص[شهر سایه ها.][نویسنده: ناصراعظمی ][زمستان :۱۴۰۴.....
ناصراعظمی :نویسنده در داستانکده ۸ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه ساعت پدربزرگ پاییز زیباساعتِ پدربزرگ....امروز نزدیک به یک سال از مرگ پدربزرگ میگذر...
ناصراعظمی :نویسنده در داستانکده ۸ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه مردی که صدای مرده ها میشنید 🌙 مردی که صدای مردهها را میشنید مدتی بود کرایهخانهها سر به فلک کش...
ناصراعظمی :نویسنده در داستانکده ۱۱ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه نفرین کاکل زری هرجا باد می وزد چشم بد هم می وزید.....
ناصراعظمی :نویسنده در داستانکده ۲ سال پیش - خواندن ۱ دقیقه کوه درد کوه درد داستان کوتاهی از ناصراعظمی......
ناصراعظمی :نویسنده در داستانکده ۲ سال پیش - خواندن ۲ دقیقه فصل کلاغ ها داستان کوتاه فصل کلاغ های سیاه .نویسنده :ناصراعظمی
ناصراعظمی :نویسنده در داستانکده ۲ سال پیش - خواندن ۱ دقیقه رأی داستانک رای یک داستان اماواقعیت.زندگی است