پستهای مرتبط با نویسندگی تعداد کل پستها: ۱۱ سایر پستها با این تگ در ویرگول MSD در کنج داستان نویسی ۱۰ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه بخند! بخند! آنقدر بخند تا بمیری! ✅... نور خیره کننده شمعها بهم پیوسته و ستونیشکل به طرف سقف گُر گرفت... الف نوشته در کنج داستان نویسی ۱۰ ماه پیش - خواندن ۳ دقیقه همه چیز اتفاق افتاد (قسمت هفتم) الف نوشته در کنج داستان نویسی ۱۰ ماه پیش - خواندن ۴ دقیقه همه چیز اتفاق افتاد (قسمت ششم) الف نوشته در کنج داستان نویسی ۱۰ ماه پیش - خواندن ۴ دقیقه همه چیز اتفاق افتاد (قسمت پنجم) الف نوشته در کنج داستان نویسی ۱۰ ماه پیش - خواندن ۳ دقیقه همه چیز اتفاق افتاد (قسمت دوم) الف نوشته در کنج داستان نویسی ۱۰ ماه پیش - خواندن ۳ دقیقه همه چیز اتفاق افتاد (قسمت اول) مبینا ترابی در کنج داستان نویسی ۳ سال پیش - خواندن ۸ دقیقه قسمت سی و هشت رمان منجلاب خون نویسنده مبینا ترابی < توجه!!! این رمان توسط افکار نویسنده خلق شده است و تمامی نهاد ها، ساز... ali.heccam در کنج داستان نویسی ۳ سال پیش - خواندن ۱ دقیقه صدای... ساعت از سه صبح گذشته بود و ... ali.heccam در کنج داستان نویسی ۴ سال پیش - خواندن ۲ دقیقه چندمتر مانده به انتهای کوچه... چندمتر مانده به انتهای کوچه... ali.heccam در کنج داستان نویسی ۴ سال پیش - خواندن ۳ دقیقه ماجرای نیاز من و یه مسافرِ از همهجابیخبر من روی زمین، درحال قدم زدن به سمت مغازه بودم و .. ‹ 1 2 ›
MSD در کنج داستان نویسی ۱۰ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه بخند! بخند! آنقدر بخند تا بمیری! ✅... نور خیره کننده شمعها بهم پیوسته و ستونیشکل به طرف سقف گُر گرفت...
مبینا ترابی در کنج داستان نویسی ۳ سال پیش - خواندن ۸ دقیقه قسمت سی و هشت رمان منجلاب خون نویسنده مبینا ترابی < توجه!!! این رمان توسط افکار نویسنده خلق شده است و تمامی نهاد ها، ساز...
ali.heccam در کنج داستان نویسی ۴ سال پیش - خواندن ۲ دقیقه چندمتر مانده به انتهای کوچه... چندمتر مانده به انتهای کوچه...
ali.heccam در کنج داستان نویسی ۴ سال پیش - خواندن ۳ دقیقه ماجرای نیاز من و یه مسافرِ از همهجابیخبر من روی زمین، درحال قدم زدن به سمت مغازه بودم و ..