آقا معلم·۵ روز پیشداستان ترسناک دوربین مداربستهامیر و سارا که بعد از ازدواجشون دنبال خرید خونه بودن، به پیشنهاد یکی از دوستاشون یه خونه تو یه محله نسبتا قدیمی پیدا کرده بودن. خونه بزرگ ب…
آقا معلم·۱۷ روز پیشداستان ترسناک آلبوم عکاسیبعد از اینکه مادربزرگش رو از دست داده بود خیلی کم به خونه اش رفت و آمد می کردن. فقط هر ازگاهی برای سر زدن به خونه و اینکه ببینن همه چی سر ج…
🖤😈#@sarzaminedastan@#😈🖤·۱ ماه پیشبی بی گل(فصل 1 قسمت1)666طبق روال همیشه صبح زود میرفتم سر کار . ظهر ها از سرکار خسته برمی گشتم . قرار بود خونمو عوض کنم اما پول زیادی نداشتم برای همین تصمیم گرفت…
سالوادور علی·۱ ماه پیشداستان 1: آیا تو هم می بینی؟لکه ای مشکی در تاریکی شب داشت روی دیوار حیاطمان غلت می زد. یک گربه بود. گربه چشمان سبز رنگی داشت که در نور ماه می درخشیدند.نیمه شب پا شده ب…
معین روتیوند غیاثوند·۱ ماه پیشداستان ترسناکداستان ترسناکی که میخواهم برایتان تعریف کنم، در یک روستای کوچک و دور افتاده اتفاق میافتد. روستایی که اهالی آن همیشه از وجود یک خانه قدیمی…
آقا معلم·۱ ماه پیشداستان ترسناک پادکست سیاهبعد از چند بار آزمون بالاخره تو یه شرکت استخدام شده بود. تو همون چند روز اول با همکاراش صمیمی شدن و هنوز هفته دوم کامل نشده بود که یه گروه…
ashaab·۱ ماه پیش"فرزند خون"1داستان زندگی دختری اسپانیایی در امریکا و 15 ساله به نام "کارینا" متفاوت با بقیه بچه های اطراف خود.
نقاش واژه ها·۲ ماه پیشعروس۲.. لطفاًنظربدیدلطفاً با واکنش و نظراتتون جبران کنید زحماتی که کشیدم🥺🙏🏻💌و به خاطر شما مخاطبین محترم پریروز ادامه اش رو نوشتم 😁😃🌠🌌🌠
آقا معلم·۲ ماه پیشداستان ترسناک صدای خندهتابستون سال ۹۸ بود، ساعت ۹ شب پدرم گفت برو پیش راننده تراکتور که داشت رو زمینمون کار میکرد و براش چایی ببر، فلاسک پر کردم و با موتور رفتم پ…