خودنویسدرنامـهای به تو که نمیخوانی·۴ روز پیشپایان داستانی عاشقانهبازی ای محکوم به باخت در نهایتِ برد.
شیرین صفردیمان·۹ روز پیشاز تنهایی تا آرامش؛ داستان واقعی یک عشق ناگهانیروایت واقعی یک عشق ناگهانی؛ از تنهایی و ناامیدی بعد از شکست عشقی تا امنیت و آرامش در ازدواج.
Surena Abasi4030·۱۳ روز پیشدل بریدی بی دلیلتو که از دلم بریدی اومدش رنگه پلیدی انگار پیروز شد ظلم انگار غم کرد حکم تو اینجوری راحتی سفیده دیگه بختت برو دور شو ازم نمیام دیگه سمت…
آرش رجب کردی·۱۷ روز پیشبزرگترین مشکل یک رابطهدر یک رابطه، «بزرگترین مشکل» هیچوقت فقط یک اتفاق نیست؛ بیشتر شبیه یک لحظهی آرام و بیصداست که ناگهان میفهمی چیزهایی که روزی بینتان جری…
خودنویسدرنامـهای به تو که نمیخوانی·۲۵ روز پیشاشتباهی که کاش کرده بودم!حسرت و آهی که کاش زمزمهای بود در گوش او...
شیرین صفردیمان·۱ ماه پیشروایت واقعی عشق اول، اعترافات دختری که ۱۷ سال پیش فرهاد شداز پلههای سالن باشگاه بالا میرفتم، نفس میکشیدم و توی هر دم از نفسهام بوی عطر آشنایی رو حس کردم. چند ثانیه زمین و زمان ایستادن و من با مک…
ستایش باقری·۱ ماه پیشکوچههای دلتنگیگفتم: «شهر انگار کوچیک شده!»ابروهایش را در هم کشید و به دیوار آجری و قدیمی پشتش تکیه داد و گفت:«ما بزرگ شدیم.»آخرین باری که او را اینقدر جد…
نقاش واژه ها·۱ ماه پیشغم بار لطفاً نظر بدیدخیره به در اتاق آبی رنگ دستمال کاغذی در دستانش را بیشتر مچاله میکرد روبرویش چیز دیگری میدید آن روز را می دید که هدیه اش را برای تولد او در…
نیما خادمی کلانتری·۱ ماه پیشما باهم فرق داریمهتل اسپیناس، سالن اصلی، ساعت نه و نیم شب. نورپردازی که به دیوارها رنگ و روح داده بود، موزیک بیسدار زیر پوست میلرزید. آرش خیلی آروم کنار س…