سبا با سین·۳ ساعت پیشقفس من، از آهن نبود...سالها دست بر میلهها میکشیدم تا شاید جنسشان را بفهمم... آهن نبودند. هرچه بودند، از خودم سخت تر بودند...
Bita_Delavar·۴ ساعت پیشباز هم بیا به دیدنممیدونم رفتی؛اما باز هم بیا به دیدنم...مثل بارونِ تابستونی،مثل یک خوابِ خوب، وسطِ کابوسِ زندگی،مثل گرمای خورشید، توی یک روزِ سردِ زمستونی..…
parsax x·۹ ساعت پیششاید راز خوشبختی، همین سادگی باشه ...🩵امروز داشتم به دو قو سفید فکر میکردم. آروم کنار هم روی آب حرکت میکردن، انگار هیچ عجلهای برای رسیدن به مقصد نداشتن. نه مسابقهای بود، نه…
خودمونی هایی از جنس زندگی·۱۰ ساعت پیشنامه ای به دخترکامروز برای اولین بار صدای قلبتو شنیدیم.هنوز حرکت هات رو حس نمی کنم و غیر از وقتایی که توی سونوگرافی می بینمت، همه چیز مثل قبله.دلم برات تنگ…
Void viper·۱۳ ساعت پیشدلسوزانه برای دخترانالبته خدا رو شکر بعضی از دخترا واقعا عاقل و بالغ و پخته اند و حواسشان به این چیزا هست . روی سخنم به آن گروه دیگه از دختراست . من پسرم و هنو…
مریم·۱ روز پیشساعت 1:47 شبامشب دلم گفت بنویس...با اینکه از ساعت ۱۰ شب پشت سیستم بودم و الان ساعت ۱:۴۷ دقیقهی شبه، یه چیزی ته دلم میگفت: «بنویس و منتشرش کن.»امروز ب…
مریم·۱ روز پیشتعهدی که کسی جز خودم ندیدامشب ساعت دوازده شبه.نه مدرکی گرفتم، نه اتفاق بزرگی افتاد، نه کسی برام دست زد.فقط بعد از یک روز معمولی، زبان خوندم، اکسل تمرین کردم و با خو…