گلبرگ·۱۶ ساعت پیشما!آسمان میسوخت،بر زمین آتش میبارید.ابر خاکستر،مهتاب هم میتابید.جرم یک بوسه است!در تاریکی کوچهروشن بود چشم ها،آتش،حسادت بود و نفرت.نفس بود،…
Elham·۱۹ ساعت پیشقمار آخرتنِ تهی از جانت میان دستانم است.تورا سخت به آغوش گرفته ام تا شاید مرا به یاد آوری.صورت سردت را به سینه ام می فشارم و بی صدا فریاد می کشم.مق…
غزل خیرخواه·۲۰ ساعت پیشاعترافات شبانهروانم داره روی تنم بالا میاره. من شمس خودمم نیستم بابا،شمیسا کیه
مرضیه قاسمی نژاد·۱ روز پیشفصلی از زندگی🌴وقتِ رفتن رسیده… دارم از جایی دل میکنم که برایم فقط یک خانه نبود؛ معجزه بود، و بخشی از جانِ من.🥲این حیاط، امنترین جای دنیا برای نفس ک…
parsax x·۱ روز پیشهنوز تهِ دلم، تو را صدا میزنمخدایا گمت کردم یا خودت قهر کردی؟ میدونم دوسم نداری دیگه… ایکاش دوستم میداشتی. ایکاش یه جایی، یه گوشهای، یه نشونهای از خودت بهم میدادی…
یارا·۱ روز پیش( نِـ ) میگذرد.داشتم نگاهش میکردم. نه از روی ترحم که از روی کنجاوی سردی که آدم به یک جسد در حال متلاشی شدن دارد. انگار که تکه های وجودش را با چاقوی کند…
مصطفیام·۱ روز پیشصدانجوا نوسان لرزش/ …/ بیا بریم پارک ورزش/ عجیب نبین منو / ... / قوه حسیه رو میدم نرمش/ همینقدر عجیب و بی مزه/ دلیلی که صدام میلرزه 😂😂😂