ماریا 🍋·۱۱ دقیقه پیشوِداع با ستاره«خاطرهای از آخرین نگاه»قرار بود او را ببینم.اما نه برای رفع دلتنگی، نه برای عاشقانه خواندنهایمان؛ ما آمده بودیم که با هم وداع کنیم. برای…
Bande_khoda·۳ ساعت پیشخدای نادیده ، دوست داشتنی منبچه که بودم همیشه دلم میخواست ببینم دنیا از نگاه آدم های دیگر چه شکلیست ؟! مثلا آن قندی که من به این میزان تراش و رنگ میبینم آیا مادرم نیز…
بداهه آمیز·۴ ساعت پیشعشق آتشین آب شده!بندان کفشم را پاپیون سفت میکنم.برای حال و هوای خودم هم باید بیرون را تجربه میکردم.هر چقدر هم هوای تازه مشتاقم باشد ولی شال گردنم را فرام…
خُنیاگرِ رستاخیز·۵ ساعت پیشهبوطبزار بخونم نغمه های گره شده توی سینه ام ، می ترسم از قاتلی که توی آیینه می بینم هر روز هر شباونی که همیشه می خونه از غم پشت…
سپیده دم اندیشه·۸ ساعت پیشوقت است که بازآییاین روزها بیشتر از همیشه بی تاب هستمدلتنگ بی قرار ناآرام احساسات مبهمی را تجربه میکنم که خودم هم از درکشان عاجزم ،دلم تنگ کسانی است که تابح…
Ghasemi🌿·۱۶ ساعت پیشتو با غمت می جنگی؟ یا کنارش می نشینی؟!سلام به غمم سلام رفیقِ دیروز و امروزم🍁🍂امروز خواستم با تو حرف بزنم، غمِ عزیزم.تا حالا سعی میکردم پنهانت کنم یا زودبا مشغول شدن به کار یا…
سحر غزانی·۱۷ ساعت پیشکوتوله ی دماغ گنده ی چشم رنگیکوتوله: من همیشه دلم میخواست یکی باشه که باهام حرف بزنه مخصوصا اون خانوم کوتوله که چشمای رنگی و دماغ خیلی بزرگی داشتو همیشه یه لباس قرمز با…
سحر غزانی·۱۸ ساعت پیشحرف های یک دیوانه با مادرش«۱»من حتی زمانی که آدری اسلحه راسمت مغزم نشانه گرفته بودهمچنان داشتم به این فکر میکردماگر من بمیرم سوسک های خانه را چه کسی خواهد کشتمیدانی ما…