بداهه آمیز·۱۵ ساعت پیشوابستگی دیروز.هر کسی روزش را یک طوری شروع میکند.از بچه های در حال بازی گرفته تا بقیه که در حال رفتن به سرکار هستند.من هم صبح خود را با بیرون رفتن شروع…
Dast Andaz·۱۶ ساعت پیشتفاوتِ روایتها!هر دو گلهایی وحشیاند— اما یکی «شقایق» شد و شعر، و دیگری «خرزهره» شد و سمّ.
سپیده·۱۶ ساعت پیشهر گلوله دونفر را از پا در می آوردبه جوانی ات فکر میکنم به آرزوهایت به باورت به عقیده اتو به ایمانت به پاکی قلبت به سادگی های دوست داشتنی ات به مادرت به پدرت به کینه ای که ق…
علیرضا آزاد·۱۸ ساعت پیشدوباره به دنیا اومدممن بعد از رفتن به تراپیست انگار دوباره متولد شدم و الان یک نوزاد ۶ ماهه هستم. درحالی که ۲۴ سالمه و بنظرم قبل تراپی اصلا زندگی نمیکردم.
علیرضا آزاد·۱۸ ساعت پیشمسافرسلام من برگشتم. چندماهی میشه فکر کنم؛ نبودم و چه اتفاقات تلخ و شیرینی برام افتاد. و اصلا نمیدونم کدوم رو تعریف کنم. روزای خوب هم داشتم و رو…
پری قصه ها·۲۰ ساعت پیشچه کار می کنی، وقتی انگشت هایت دیگر نمی نویسند؟بعضی اوقات نوشتن واقعا برام سخته. ساعت ها فقط می شینم روی صندلی لهستانی اتاقم، و با پاهایم آن را عقب و جلو می کنم، و فکر می کنم به کلماتی ک…
SLH·۱ روز پیشاز صمیم قلب...حالم گفتنی نیست اما دارم میبینم چطوری همه چیز ته کشیده، قلب رنجور و نفس سنگینی رویه سینه ام نشسته البته من آدمی هستم که بروی خودم نمی آورم…
شاهزاده خاکستری·۱ روز پیشصندلی قرمزِ خاطرهخاطرهی مردی که در اوج تنهایی، به پاتوقی امن تبدیل شد و حالا فقط در نگاتیوهای ذهنم زنده است.
پری قصه ها·۲ روز پیشنمی شد یک کوالا باشم؟؟عکس از حیوانی که از من زندگی بهتری دارد داشتم در فضای مجازی فارسی می گشتم (ظاهرا برای بیست و دو بهمن اینترنت ها را قطع کرده اند زیرا هیچ فی…