خمول·۵ روز پیششکفته شد گل( حَمرا) وگشت بلبل مست ،،صلای سرخوشی ،ای صوفیان باده پرست!گل حمرا (حمیرا ) دختربچه ای که علیرغم نامش ، نه سرخ و سفید بود و نه موهای قرمز رنگ داشت بلکه پهنای صورت عروسکی و بانشاطش ، پر از لکه ها…
رویا سادات حسنی·۱۷ روز پیشجنگ گل سرخ | قسمت آخرتنها صدای انفجار دل رویا را نمیلرزاند؛ خبری در شهر بود که بدتر از بمب بر قلبش نشست: تهدید به نابودی تمدن...
رویا سادات حسنی·۲۲ روز پیشجنگ گل سرخ | قسمت نهمبا وجود تمام اضطرابی که مثل یک مهمان ناخوانده در خانه پرسه میزد، زندگی در شهر نه تنها متوقف نشده بود، بلکه با شدتی عجیب، حتی قویتر از قبل…
L.A·۲۳ روز پیشچهار فصل-مهدی سهیلیشاعری قدرتمند که در برابر دشمنان خود سر فرود نیاورد و شعرهایش عشق ها و جان هایی را به هور کشانید:به نام خالق او که جهانم هم از اوستشعر زی…
رویا سادات حسنی·۲۴ روز پیشجنگ گل سرخ | قسمت هشتمشب، آرام و کشدار شده بود؛ از آن شبهایی که انگار همهچیز را در خودش جمع میکند و بعد، بیهشدار، پس میزند. نور تلویزیون روی دیوارها میلغز…
رویا سادات حسنی·۱ ماه پیشجنگ گل سرخ | قسمت هفتمروز از نیمه گذشته بود و آسمان، صاف و آبی بود. اما برای رویا، این آبیِ آسمان، دیگر آنقدرها هم آرامشبخش نبود. دلش میخواست چیزی را ببیند که…
sema·۱ ماه پیشسوسن عنکبوتی(Red Spider Lily)نمیدونم اسمشو میذاری کارما.....پروردگار....خداوند....کامی ساما...گاد... نیروی علم و ماورای هستی ....یا اصلا...هیچی
رویا سادات حسنی·۱ ماه پیشجنگ گل سرخ | قسمت ششمصبحها همچنان میآمدند، حتی اگر شب قبلش تا نزدیکهای سحر بیدار مانده بود. نور از لای پرده رد میشد و روی دیوار میافتاد؛ همان دیوار همیشگی،…
رویا سادات حسنی·۱ ماه پیشجنگ گل سرخ | قسمت پنجمبعد از خیابان حافظ، جنگ دیگر فقط در آسمان نبود. از صداها عبور کرده بود و آمده بود توی زندگی روزمره رویا نشسته بود؛ توی راه رفتنش، توی خو…
رویا سادات حسنی·۱ ماه پیشجنگ گل سرخ | قسمت چهارمچند روزی که به خانه خودش برگشته بود، سعی میکرد خودش را قانع کند هنوز میشود عادی زندگی کرد. به خودش میگفت نباید از هر صدایی ترسید، نباید…