Baharii در عتیقه فروشی احساسات ۳ سال پیش - خواندن ۱ دقیقه سه،مَن غروب جمعه،جنوبزندگی جادهی تنهایی هاستیه وقتایی حوصلتو داره،یه وقتایی...
mahi maxle در عتیقه فروشی احساسات ۳ سال پیش - خواندن ۱ دقیقه در ایران دختر بودن:) سختی های یک دختر در ایران
HEDIYE.K در عتیقه فروشی احساسات ۳ سال پیش - خواندن ۲ دقیقه گذشتهی سرخِ بی اعتبار! نه، شاید سیاه... و از چشمانش خون میچکید
Miya در عتیقه فروشی احساسات ۳ سال پیش - خواندن ۲ دقیقه تو شاید "بهتر" بودی؛ ولی مطمئنی که هنوزم "بهتر" هستی؟ مخلوطی از آهنگ شارکز ایمجین دراگون + حال و هوای این روزا
علیرضا در عتیقه فروشی احساسات ۴ سال پیش - خواندن ۲ دقیقه چرا از افسردگیت رنج میبری؟ خب لذت ببر بیشعور! از رنج های افسردگی و کمک(!)های دیگران.
Miya در عتیقه فروشی احساسات ۴ سال پیش - خواندن ۲ دقیقه چرا با این همه اکسیژن، همچنان نفست میگیرد جانا؟
HANIYE . MH در عتیقه فروشی احساسات ۴ سال پیش - خواندن ۱ دقیقه نوشتهای برای یاد بود! میخوام داستانها، دلنوشتهها و متنهایی که در طول روز مینویسم چه جدی...